
حكومت اسلامي در عصر غيبت از منظر آيت الله بهجت٭
آيتالله بهجت برخلاف طرفداران تعطيلي حكومت در سالهاي پيش از ظهور حضرت حجت(عج) از يك سو و نيز برخلاف مرحوم آيتالله بروجردي كه به گفته او معتقد بود "اگر رژيم پهلوي را سرنگون كنيم نميتوانيم به جاي او كشور را اداره كنيم"1 از طرف ديگر معتقد است "ايجاد حكومت اسلامي" واجب است "و توان ادارة كشور را نيز داريم"؛ گرچه مراد او از توانستن، چيزي فراتر از علاقة عملي او به امر حكومتداري است، اما برآيند نظرات او براي جامعة مؤمنان آن است كه "اگر بتوانيم اين كار را بكنيم واجب است و بايد جلوي آنهايي كه مانع اين كار هستند را گرفت و آنها را دفع كرد".2 البته تأكيد او بر اقامه حكومت اسلامي در عصر غيبت، منوط بر اجراي كامل دستورات الهي و دوري جستن از مصلحت انديشيهايي است كه احياناً منجر به تعطيلي احكام گردد. اشارات او به نفي برخورد مصلحت انديشانه با تكاليف شرعي در امر حكومتداري، گذشته از نقد تاريخي كه بر استدلال شيخين ـ مبني بر اينكه تعيين جانشين پيامبر(ص) هم برخلاف مصلحت امّت اسلامي است ـ روا ميدارد ايرادي نيز بر مصلحت انديشيهاي مشروطه خواهان و تائيدي بر اصرار مشروعه طلبان بر لزوم كامل مطابقت قوانين موضوعه بر شريعت محمدي است.3 به همين دليل مشروطه نميتوانست همانند خلافت اسلامي، متصف به وصف ."اسلامي" شود و آمال متدينين در باب حكومت اسلامي را برآورده سازد.
برچسبها:
ادامه مطلب

برا ي روشن شدن جواب ابتدا مقدمه اي را حضورشما تقديم مي داريم تا زواياي بحث روشن شود . از آنجايي كه خودتان در سؤالتان اشاره فرموديد كه چرا تا ظهور امام( عليه السلام ) بايد در راس حكومت ولي فقيه باشد خود بيانگر اين است كه شما معتقديد كه در راس حكومت اسلامي بايد امام معصوم ( عليه السلام ) باشدتا جامعه را به بهترين صورت آن اداره كند . همانگونه كه مسئله غدير خم يك مسئله سياسي و حكومتي است . از آنجايي كه اسلام دين كاملي است وكامل بودن آن هم به اين معنا است كه در همه زمينهاي زندگي بشر اعم از زندگي شخصي ، اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي، فرهنگي و جنبه الهي زندگي بشري داراي برنامه مي باشد حتي جزئي ترين مسائل روزمره هم از نگاه اسلام دور نمانده است .
لذا حوزه اجرايي و حكومت داري هم كه يكي از جنبه مهم اجتماعي بشري است از اين مسئله استثناء نبوده است و اسلام نسبت به آن غافل نبوده است يعني اينگونه نيست كه دين اسلام يك سري مسايل تئوري را براي مردم بيان كند وهر كس دلش خواست در گوشه خانه به آن عمل كند وهر كس خواست عمل نكند زيرا اين مسئله با مسايلي همچون حكم اجرايي اسلام و حدود وغيره كه اسلام براي مسئولين اجرايي تعريف كرده است در تضاد است .
پس با دلايل فوق ثابت است كه در راس حكومت اسلامي بايد امام معصومي ( عليه السلام ) كه برهمه مباني اسلامي و همه جنبه هاي مادي و معنوي انسان اشراف كامل دارد و از هرگونه خطاء چه عمدي و چه سهوي بدور است قرارداشته باشد .
اما اينكه در زمان غيبت بايد فردي حكومت اسلامي را عهده دار باشد كه از هر جهت شباهت بيشتري را نسبت به امام (عليه السلام ) داشته باشد و از آنجاكه فقيه تسلط بر منابع ديني وگفتار ائمه ( عليهم السلام) در زمينه ها ي مختلف از جنبه هاي سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي ، حتي شخصي را دارد وعمري را صرف مجاهدت با نفس ودور شدن از گناه ونزديك شدن به خدا نموده است امين ترين فرد براي اداره حكومت واجراء شدن احكام اجرايي اسلا م را دارد و نزديكترين فرد ازجهت علم به دستورات اسلامي و سجاياي اخلاقي به امام معصوم ( عليه السلام) مي باشد و از آنجا كه حكومت حق امام معصوم (عليه السلام ) است بديهي است در زمان غيبت بايد كسي جانشين او باشد كه از همه نظر ( علمي ، ديني، اخلاقي) بيشترين شباهت را به امام ( عليه السلا م) داشته باشد .
اما از نظر شرعي و نقلي : درحديث وارد شده است كه از امام زمان (عليه السلام ) سوال شده است كه در زمان غيبت مردم به چه كسي رجوع كنند آن حضرت ( عليه السلام ) فرمودند :
{واما الحوادث الواقعه فارجعوا الي رواه حديثا فانهم حجتي عليكم وانا حجه الله عليهم} (1)
«واما رخدادهايي كه پيش مي آيد به راويان حديث ما مراجعه كنيد زيرا آنان حجت من بر شما يند و من حجت خدا بر آنان هستم .»
البته با بيان حديث ديگر چگونگي دلالت حديث بالا بر ولايت فقيه روشن تر مي شود .
امام صادق ( عليه السلام ) مي فرمايند :
هركس از شما كه راوي حديث ما باشد و در حلا ل و حرام ما بنگرد و صاحب نظر باشد و احكام ما را بشناسد او را به عنوان داور بپذيريد همانامن او را حاكم برشما قرار دادم ، پس هر گاه حكمي كرد و از او قبول نكردند حكم خدا را سبك شمرده اند وما را رد كرده اند و آن كس كه ما را ردكند خدا را رد كرده و رد كردن خدا درحد شرك به خداي متعال است(2) .
پس با توجه به مطالب فوق اين مسئله ثابت مي شود كه بايد در راس حكومت اسلامي فقيه باشد بايد فقيه جامع الشرايط كه مسلط بر مسايل فقهي بوده وداراي تدبيروتدبر بوده و از اوضاع زمان خويش اطلاع داشته باشد و ازنظر اخلاقي هم داراي سجاياي اخلاقي بوده واز متابعت هواهاي نفساني و صفات رذيله دور باشد تا بتواند مسايل اسلامي را كه براي تكامل و پيشرفت بشر فرستاده شده را درحد توان به مرحله اجرا در آورد .
منابع :
1- اكمال الدين ،ج 1، ص 483به نقل و نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه محمد مهدي نادر قمي.
2- اصول كافي ، ج 1 ،ص 67 به نقل ونگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه محمد مهدي نادرقمي .
مطالب فوق برگرفته از كتاب نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه با دخل و تصرف مي باشد .
براي مطالعه بيشتر به كتاب فوق و كتاب حكميت حكومت فقيه ، حسن ممدوحي مراجعه كنيد .
به نقل از اداره پاسخگويي آستان قدس رضوي www.maaref.porsemani.ir
برچسبها:
وجود حکومت قبل از حکومت امام مهدی(عج)، آری یا خیر؟
یکی از اصول فلسفه مارکس این است که کورک هر قدر بیشتر چرکین شود، زودتر دهان باز می کند و منفجر می شود؛ پس در جامعه نیز برای به وجود آمدن انقلاب، باید فساد را بیشتر کرد. متأسفانه این تفکر غلط در برخی از معتقدان به خدا نیز رخنه کرده است.
فقهای اسلامی، بحث پیرامون مسئله حکومت اسلامی در عصر غیبت را به دو سو متوجه ساخته اند:
۱. بحث در اصول مسئله حکومت اسلامی در زمان غیبت.
۲. بحث پیرامون نیابت عامه فقیه عادل از طرف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
اما در مورد بحث اول و برای لزوم تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت به ذکر چند دلیل می پردازیم:
دلیل اجتماعی ـ تاریخی:
حکومت، امری اجتماعی است که نیاز جامعه به امنیت و حفظ حقوق افراد و رواج عدالت گستری، آن را واجب کرده است. جامعه اسلامی از سایر جوامع بشری که لازمه آن برقراری نظم و قانونگذاری برای حفظ امنیت و حقوق و اشاعه عدل در میان افراد جامعه است، جدا نیست و مانند جوامع دیگر نیاز به برقراری حکومتی دارد که قوانین را اجرا کند تا هدف از تنظیم قوانین تحقق یابد.
اگر جامعه اسلامی با بقیه جوامع از نظر نیازمندی به این امور اختلاف می داشت، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام علیه السلام برای بیان این امر سزاوارتر بودند و چون پیامبر و امام چنین مطلبی را بیان نکرده اند؛ بنابراین جامعه اسلامی هم
” جامعه اسلامی از سایر جوامع بشری که لازمه آن برقراری نظم و قانونگذاری برای حفظ امنیت و حقوق و اشاعه عدل در میان افراد جامعه است، جدا نیست و مانند جوامع دیگر نیاز به برقراری حکومتی دارد که قوانین را اجرا کند تا هدف از تنظیم قوانین تحقق یابد “
در اینکه باید حکومتی داشته باشد، مانند سایر جوامع بشری است. با این دلیل، می توان بر تشکیل حکومت در زمان غیبت نیز استدلال کرد. جامعه اسلامی در زمان غیبت، مانند تمامی جوامع دیگر نیاز به قانون و تشکیل حکومت دارد تا بتواند در استحکام آن بکوشد و هدف از تشریع قانون را تحقق بخشد و از این جهت با دیگر جوامع بشری تفاوتی ندارد.
پس از قبول این مسئله، عقل به طور طبیعی یکی از دو امر را می پذیرد: حکومت اسلامی، یا حکومت کفر؛ زیرا حالت سومی قابل تصور نیست. از این حکم می توان این چنین نتیجه گرفت که حکومت اسلامی واجب است؛ چرا که خضوع در مقابل حکومت حاکم کافر، حرام است.
دلیل اعتقادی:
اعتقاد به دین اسلام، مسلمان را به این باور می رساند که قیام برای پیاده کردن احکام اسلام در دوران زندگانیش بر او واجب است و نظام اسلام همان طور که از جستجو در احکام و قوانین آن حاصل می شود، نظامی کامل و دربردارنده تمام قوانینی می باشد که شرایط گوناگون زندگی، آن را اقتضا می کند؛ اعم از زمینه های فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و غیره.
پیداست که برخی از این مقررات، مانند قوانین اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، جز از طریق قوه حاکمه، به طور کامل اجرا نمی شود؛ بنابراین تشکیل یک دولت اسلامی و حکومت آن در دوران غیبت، امری لازم و ضروری است.
دلیل عقلی:
عقل همان طور که می گوید پس از پیامبر صلی الله علیه و آله، بر امام معصوم لازم است که حکومت دولت اسلامی و ریاست عامه آن را بر عهده بگیرد تا اسلام به عنوان یک «اصل» و حیثیت مسلمانان به عنوان یک «جامعه» محفوظ بماند، همچنین می گوید که در
” عقل به طور طبیعی یکی از دو امر را می پذیرد: حکومت اسلامی، یا حکومت کفر؛ زیرا حالت سومی قابل تصور نیست. از این حکم می توان این چنین نتیجه گرفت که حکومت اسلامی واجب است؛ چرا که خضوع در مقابل حکومت حاکم کافر، حرام است “
زمان غیبت نیز به همین منظور باید کسی به عنوان حاکم حکومت اسلامی گمارده شود.
دلیل نقلی:
در روایات اسلامی که شیعه و سنی آن را نقل کرده اند، آمده است که پیش از ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مردمی قیام می کنند و مقدمات حکومت امام را فراهم می سازند. از جمله روایتی که حافظ ابوعبدالله گنجی شافعی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند: « مردمی از شرق قیام می کنند و زمینه حکومت مهدی را فراهم می سازند». (۱) حافظ گنجی بعد از نقل این روایت می گوید: « این حدیث، حدیثی است حسن و صحیح که آن را راویان موثق و عالمان حجت روایت کرده اند».
از امام باقر علیه السلام نیز روایت شده است که فرمود: « می بینم که جمعیتی در مشرق زمین، خروج می کنند و احقاق حق می نمایند، ولی به آن ها داده نمی شود؛ سپس طلب می کنند، باز هم به آن ها داده نمی شود؛ وقتی چنین دیدند، شمشیرها بر شانه می گذارند (مسلحانه قیام می کنند)، آنگاه حق را به آن ها می دهند، ولی انقلابیون قبول نمی کنند تا آن که کاملاً قیام می کنند و این انقلاب تحویل هیچ کس داده نمی شود، مگر به صاحب شما. کشته شدگان آن ها شهیدند. بدانید که چنانچه من آن انقلاب را درک می کردم، دوست می داشتم که برای صاحب امر باقی باشم».(۲ )
بنابراین با توجه به آنچه که بیان شد، تشکیل حکومت اسلامی از واجبات عصر غیبت است.(۳)
پی نوشت:
۱. البیان فی اخبار صاحب الزمان، گنجی شافعی، ص ۴۹۰.
۲. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۳.
۳. یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، رجالی تهرانی، علیرضا، ص ۴۴. منبع: سايت تبیان
منبع:www.mahdi313.ir
برچسبها:
واقعه غدیر خم…
خلاصه ای درباره وقایع و حوادث غدیر خم

در سال دهم هجرت، رسول خدا صلیاللهعلیه و آله به حج رفت و احکام آن را به مردم آموزش داد. به هنگام بازگشت از مکه، در استراحتگاه جُحفه و در غدیر خم، به امر خدا مردمان را گرد آورد و در آن مجمع سترگ، امام علی علیه السلام را به جانشینی خود به آنان شناساند و فرمود: (من کنت مولا فهذا علی مولا) «هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست». البته جانشینی علی علیه السلام سالها پیش در مکه و در جمع خاندان هاشم انجام گرفته بود، ولی در غدیر، به اطلاع عموم رسید…
عمامه پیامبر بر دوش حضرت علی
پیامبر صلیاللهعلیهوآله در غدیر خم عمامه خود را، که «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنین علیه السلام قرار دادندو انتهای عمامه را بر دوش آن حضرت آویختند و فرمودند «عمامه تاج عرب است».
واقعه غدیر خم خنثی کننده توطئه بود
آنچه میتوانست همه نقشههای منافقان را یکجا خنثی، و اسلام را در چنان برهه حساسی حفظ کند، تعیین جانشین پیامبر و اعلان رسمی آن بود، چنان که حضرت زهرا(س) در اینباره میفرمایند: «پیامبر در روز غدیر، عقد ولایت را برای علی علیه السلام محکم کرد». غدیر خم منافقان را فلج کرد و مانع اجرای نقشهها و توطئههای شیطانیشان شد.
غدیر و سرنوشت اسلام
بدون شک واقعه غدیر خم، نقش سرنوشت سازی در تعیین مسیر آینده اسلام داشته است. در این واقعه، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مهمترین مأموریت دوران پیامبریِ خود را به انجام رساند؛ مأموریتی که انجام آن، به منزله رساندن پیام رسالت حضرت بود، و کوتاهی در مورد آن، به از بین رفتن زحمات چندین ساله ایشان میانجامید؛ چنان که خداوندمتعالی درآیه ۶۷ سوره مائده میفرماید: «هان ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده است، تبلیغ کن و اگر چنان نکنی، پیام و رسالت او را انجام ندادهای وخداوند تو را از مردم حفظ میفرماید».
برگرفته از وبلاگ: emamhosin-fazlollahi.blogfa.com/post/56
برچسبها:
این غزل یکی از سرودههای ایشان است که به آستان مقدس امام زمان(عج) تقدیم شده و برای نخستین بار در سال 1390 منتشر شد.
دل را ز بي خودي سر از خود رميدن است- جان را هوای از قفس تن پريدن است
از بيم مرگ نيست كه سرداده ام فغان- بانگ جرس زشوق به منزل رسيدن است
دستم نمیرسد که دل از سینه برکنم - باري علاج شكر گريبان دريدن است
شامم سيه تر است ز گيسوی سركشت- خورشيد من برآی كه وقت دميدن است
سوی تو اين خلاصه گلزار زندگی- مرغ نگه در آرزوی پركشيدن است
هرگل دراين چمن كه سزاوار ديدن است- تقدير قصه دل من ناشنيدن است
آن را كه لب به دام هوس گشت آشنا- روزی (امين) سزا لب حسرت گزيدن است
برچسبها:



