این غزل یکی از سروده‌های ایشان است که به آستان مقدس امام زمان(عج) تقدیم شده و برای نخستین بار در سال 1390 منتشر شد.

 

 دل را ز بي خودي سر از خود رميدن است- جان را هوای از قفس تن پريدن است

از بيم مرگ نيست كه سرداده ام فغان- بانگ جرس زشوق به منزل رسيدن است

دستم نمی‌رسد که دل از سینه برکنم - باري علاج شكر گريبان دريدن است

شامم سيه تر است ز گيسوی سركشت- خورشيد من برآی كه وقت دميدن است

سوی تو اين خلاصه گلزار زندگی- مرغ نگه در آرزوی پركشيدن است

هرگل دراين چمن كه سزاوار ديدن است- تقدير قصه دل من ناشنيدن است

آن را كه لب به دام هوس گشت آشنا- روزی (امين) سزا لب حسرت گزيدن است



برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 16 مهر 1393 | 17:46 | نویسنده : ghoghnoos73 | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران