<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://ghoghnoos73.loxblog.com</title>
<link>https://ghoghnoos73.loxblog.com</link>
<description>درس انديشه،استاد قيوم زاده،دانشگاه فرهنگيان يزد</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>مهدویت در کلام امام رضا (ع)</title>
<link>https://ghoghnoos73.loxblog.com/مهدویت-در-کلام-امام-رضا-ع</link>
<guid>https://ghoghnoos73.loxblog.com/مهدویت-در-کلام-امام-رضا-ع</guid>

<description><![CDATA[

هشتمین امام شیعیان جهان، در مورد مسائل و رخدادهای عصر غیبت و ظهور امام عصر (عج)، بیاناتی شیوا و راهگشایی دارند که بیش از پیش، این آینه زلال الهی و آرامش بخش هستی را به ما می نمایاند&nbsp;.
اشاره:
اعتقاد به ظهور منجی و هدایت گر واقعی بشریت، ایده ای بوده است که تاریخ آن به تمامی ادیان الهی باز می گردد و انبیاء بزرگ ما، از محقق شدن وعده های الهی و گسترش عدل الهی در جهان خبر داده اند و در طول عمر بشریت، تمامی فرستادگان الهی، مردم را با آیندۀ روشن آشنا می ساختند و آنان را آماده درک چنین ایامی می نمودند. چنانچه قرآن کریم بر این مطلب صحّه می گذارد و عقیده به فرهنگ عدل جهانی را به قرن ها پیش منوط می دارد و می فرماید: &laquo;و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر انّ الارض یرثها عبادی الصالحون&raquo; ؛ یعنی ما در کتاب تورات و زبور درج نمودیم که عاقبت زمین را بندگان شایسته به ارث خواهند برد؛ که امام باقر (ع) در مورد این آیه می فرمایند: &laquo;هم اصحاب المهدی (ع) فی آخرالزمان&raquo; ، یعنی این وارثان زمین، یاوران حضرت مهدی (عج) در آخرالزمان می باشند. هشتمین امام شیعیان جهان نیز، در مورد مسائل و رخدادهای عصر غیبت و ظهور امام عصر (عج)، بیاناتی شیوا و راهگشایی دارند که بیش از پیش، این آینه زلال الهی و آرامش بخش هستی را به ما می نمایاند که به ابعاد مختلف این فرمایشات وحیانی می پردازیم:
&nbsp;
1ـ غیبت و فلسفه آن&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &rdquo;&nbsp; امام رضا (ع) می فرماید: &laquo;گویا شیعیانم را می بینم که هنگام به شهادت رسیدن امام حسن عسکری (عج) در جستجوی امام خود در همه جای دنیا، بر می آیند ولی او را نمی یابند، راوی می گوید: عرض کردم برای چه یابن رسول الله؟ فرمودند: برای اینکه امام ایشان از نظرها غایب خواهد گشت...&nbsp; &ldquo;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;
بی شک، وجود اقدس حضرت مهدی (عج) بنابر مصالح&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &rdquo;&nbsp; امام رضا (ع) می فرماید: &laquo;گویا شیعیانم را می بینم که هنگام به شهادت رسیدن امام حسن عسکری (عج) در جستجوی امام خود در همه جای دنیا، بر می آیند ولی او را نمی یابند، راوی می گوید: عرض کردم برای چه یابن رسول الله؟ فرمودند: برای اینکه امام ایشان از نظرها غایب خواهد گشت...&nbsp; &ldquo;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;
الهی و تقادیری که به خیر و صلاح
&nbsp;
بندگان می باشد، از چشم بشریت پوشیده شده اند و تا زمانی که زمینه کافی و لازم و بنابر مشیّت الهی برای ظهور آن حضرت فراهم نشود، آن حضرت طلوع نمی کنند. در اخبار و روایات فراوانی، معصومین بزرگوار ما، علّت و فلسفۀ عدم حضور حضرت مهدی (عج) را مشخص نموده اند. از آن جمله، برای غیبت امام، به بیعت نکردن او با افراد ـ ظالمان ـ اشاره شده است. پر واضح است که اگر چنین انسان کاملی بخواهد با آن علم و قدرت الهی خویش، جهان را از پلیدی ها و مظالم پاک نماید، باید نسبت به هیچ حزب و گروهی، اغماض و سستی نشان ندهد و مقابل تمامی تباهی ها و فسادهای افراد تجاوزگر را بگیرد و این مستلزم آن است که هیچ گونه توافق نامه یا معاهدۀ مبنی بر عدم تنش و یا رویارویی نداشته باشد تا بتواند با تدبیرات خاص الهی آن حکومت ایده آل را سرپا کند و مشکلات بجا ماندۀ بشریت را مرتفع سازد و این مطلبی است که وجود مقدس امام رضا (ع) به آن اشاره کرده و می فرماید: &laquo;گویا شیعیانم را می بینم که هنگام به شهادت رسیدن امام حسن عسکری (عج) در جستجوی امام خود در همه جای دنیا، بر می آیند ولی او را نمی یابند، راوی می گوید: عرض کردم برای چه یابن رسول الله؟ فرمودند: برای اینکه امام ایشان از نظرها غایب خواهد گشت. عرض کردم، چرا امام ایشان غایب می شود؟ حضرت فرمودند: &laquo;برای اینکه وقتی با شمشیر قیام کند، بیعت هیچکس بر گردن او نباشد.&raquo;
&nbsp;
2ـ ناگهانی بودن ظهور
&nbsp;
یکی از سنّت های الهی، هماره در بین ادیان مختلف این بوده است که برای انجام کارهای خوب و نیکو به آنها مهلت داده می شود و این خود از لطف و مرحمت الهی می باشد،&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &rdquo;&nbsp; بی شک، وجود اقدس حضرت مهدی (عج) بنابر مصالح الهی و تقادیری که به خیر و صلاح بندگان می باشد، از چشم بشریت پوشیده شده اند و تا زمانی که زمینه کافی و لازم و بنابر مشیّت الهی برای ظهور آن حضرت فراهم نشود، آن حضرت طلوع نمی کنند....&nbsp; &ldquo;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;
چنانچه به قوم موسی (ع) و اقوام دیگر در دوری&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &rdquo;&nbsp; بی شک، وجود اقدس حضرت مهدی (عج) بنابر مصالح الهی و تقادیری که به خیر و صلاح بندگان می باشد، از چشم بشریت پوشیده شده اند و تا زمانی که زمینه کافی و لازم و بنابر مشیّت الهی برای ظهور آن حضرت فراهم نشود، آن حضرت طلوع نمی کنند....&nbsp; &ldquo;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;
آن حجج الهی از مردم مهلت داده می
&nbsp;
شد تا آنان سیره آن حجت الهی و دستورات او را اجرا کنند و اگر در این مدّت، به وظایف و دستورات الهی عمل نمی کردند، با ظهور وعده های الهی که از قبل به آنان تفهیم شده بود، مهلت توبه و انابه از آنان گرفته می شود و دیگر راهی برای نجات نداشتند. چنانچه قرآن کریم می فرماید: &laquo;یوم یأتی بعض ایات ربک لاینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل ارکسبت فی ایمانها خیراً&raquo; ؛ یعنی روزی که وعده های الهی محقق شود و ناگهانی فرا رسد، هیچ ایمانی دیگر کارگر نمی شود مگر آنکه قبل از آن ایمان آورده باشند یا کارهای خوب انجام داده باشند. ظهور حضرت مهدی (عج) نیز بطور فجاه و ناگهانی صورت می گیرد تا همین سنّت لایتغیر الهی، تحقق پذیرد و به خاطر همین است که وقت ظهور را کسی جز خداوند متعال نمی داند تا بندگان بیشتر به سوی اعمال نیک، بشتابند، چنانچه امام هشتم شیعیان می فرمایند: &laquo;بعد از امام حسن عسکری (ع)، حجت قائم امام است که اصل ایمان در زمان غیبت انتظار وی را می کشند و بعد از ظهور از وی فرمان برداری می کنند. اگر عمر دنیا جز یک روز باقی باشد، خداوند آن روز را چنان طولانی می کند تا او بیاید و جهان را بعد از اینکه پر از ظلم و جور شده است، از عدل پر می کند. نمی توان وقت آن را تعیین کرد، پدرم از پدرش و آن حضرت از پدرانش از علی (ع) روایت کرده اند که از رسول خدا (ص) سؤال شد، قائم (عج) که از نسل شماست کی ظهور می کند؟ فرمودند: &laquo;آمدن وی مانند آمدن روز رستاخیز است که جز خدا وقت آن&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &rdquo;&nbsp; خداوند مرگ و زندگی را برای این خلق کرده است که بندگان خوب شناخته شوند و مورد آزمایش قرار گیرند. عدم حضور حجت الهی نیز خود یک آزمایش عظیم الهی می باشد که بنابر نص صریح روایات ما، عده ای در دین پا برجا می مانند و عده ای نیز در غفلت کامل دین خود را از دست داده یا در اصول و ارزش های خویش، ضعیف می شوند....&nbsp; &ldquo;
&nbsp;
را نمی داند. این مطلب در آسمان ها و زمین گران آمده و بطور ناگهانی و و بغته&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &rdquo;&nbsp; خداوند مرگ و زندگی را برای این خلق کرده است که بندگان خوب شناخته شوند و مورد آزمایش قرار گیرند. عدم حضور حجت الهی نیز خود یک آزمایش عظیم الهی می باشد که بنابر نص صریح روایات ما، عده ای در دین پا برجا می مانند و عده ای نیز در غفلت کامل دین خود را از دست داده یا در اصول و ارزش های خویش، ضعیف می شوند....&nbsp; &ldquo;
&nbsp;
به سوی
&nbsp;
شما خواهد آمد.&raquo;
&nbsp;
3ـ آزمون دشوار الهی در عصر غیبت
&nbsp;
با جرأت می توان گفت که تمامی زندگی مردم از ابتدای تولد تا جدایی آنان از این دنیا، یک آزمایش نسبت به اعمال و رفتار آنان می باشد و خداوند مدّتی را که، به بندگان وقت داده است تا در این دنیا زندگی کنند، در آن امواجی از سختی ها و بلاها را خواهند دید و با صحنه های گوناگون زندگی مواجه می شوند تا سره از ناسره تشخیص داده شود و بندگان خوب و شایسته الهی محک بخورند و لایق نعمت های خاص الهی گردند، قرآن کریم در این باره می فرماید: &laquo;الذی خلق الموت والحیوه لیبلوکم ایّکم احسن عملاً&raquo; ؛ یعنی خداوند مرگ و زندگی را برای این خلق کرده است که بندگان خوب شناخته شوند و مورد آزمایش قرار گیرند. عدم حضور حجت الهی نیز خود یک آزمایش عظیم الهی می باشد که بنابر نص صریح روایات ما، عده ای در دین پا برجا می مانند و عده ای نیز در غفلت کامل دین خود را از دست داده یا در اصول و ارزش های خویش، ضعیف می شوند، چنانکه عده ای خبر از عدم وجود آن حضرت می دهند و آن حضرت را زیر سؤال می برند و عده ای کاملاً غرق در شهوات و مستی های دنیوی می شوند و با تمام وجود با ارزش های دینی مقابله می کنند و از هیچ کوششی دریغ نمی کنند. از آن طرف شیعیان خالص حضرت مهدی (عج) مانند کوهی آهنین در پی تقویت ایمان خود بر می آیند و روز به روز اشتیاق آنان به آن حضرت بیشتر می گردد تا آن حضرت طلوع کند و بتوانند در خدمت آن حضرت به اصلاحات جهانی و اصلاح بشری بپردازند. محمد بن ابی یعقوب بلخی می گوید: از حضرت امام رضا (ع) شنیدم که می فرمودند: &laquo;به زودی مردم مبتلا به آزمایش و امتحان سختی خواهند شد، به این معنا که به وسیله طفلکی که در شکم مادر و یا شیرخوار می باشد امتحان می شوند و کار به جایی می رسد که در ایام غیبت، می گویند حضرت مهدی (عج) ناپدید شده است و یا مرده است و دیگر امامی نیست، در حالی که پیغمبر خدا بارها (مانند مدتی که حضرت در غار حرا بودند و یا سه سال که در شعب ابی طالب بودند و یا سه روزی که در غار ثور بودند) از نظر مردم ناپدید می شوند، آگاه باشید که من هم به زودی وفات می کنم&raquo; امید است که خداوند متعال همه ما را از شیعیان و دوستان واقعی امام رضا (ع) و یاوران واقعی امام عصر (عج) قرار دهد.
&nbsp;
آیا ائمه سیاستمدار بوده اند؟
&nbsp;
در پاسخ باید گفت ائمه سیاستمدار بوده اند و امام رضا (ع) که خود از ائمه معصوم است، سیاست را یکی از شرایط امام و امامت مي&zwnj;داند. ائمه ما هیچ گاه از سیاست کناره گیری نکرده و همواره دین را همراه سیاست داشته اند. در برخی بیاناتشان آمده است که هر کوششی در جهت جدایی دین از سیاست، مانند کوشش کردن برای جدایی عبادت از متن اسلام است.
&nbsp;
ما تا به حال در مورد سیاست سخن گفتیم ولی هیچ گاه از روش فراگیری آن صحبتی به میان نیاوردیم ولی نیکوست بدانید که شناخت سیاست ممکن نیست مگر پس از شناخت حداقل شش مطلب: دین، اقتصاد، جامعه، حقوق، روانشناسی، تاریخ.
&nbsp;
فراگیری سیاست بدون شناخت این علوم به نحو احسن ممکن نیست؛ زیرا دین در ترکیب امت ها وجود دارد و نمي&zwnj;توان از آن جدایش کرد و یک سیاستمدار هم باید در کارها و تصمیم های خودش، جنبه های دینی و مذهبی را در کشورش در نظر گرفته و با ملاحظه اوضاع و شرایط کلی حاکم بر جامعه تصمیم خویش را اتخاذ کند و الا نمي&zwnj;تواند کشور را اداره کند.
&nbsp;
بحث ما پیرامون علم سیاست تمام شد. حال باید ببینیم دیدگاه سیاسی امام رضا (ع) چگونه بوده و ایشان چه مقدار در سیاست روز دخالت داشته اند. نیز باید دید مسائل مهمي&zwnj;که در زمان امام رضا (ع) با انگیزه سیاسی انجام شده و امام هم در آن نقش آفرینی داشته کدام است.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
اوضاع خلافت در زمان امام رضا (ع)
&nbsp;
امام رضا (ع) در عصر امامت خویش با چند خلیفه عباسی معاصر بوده اند که تنها در زمان زمامداری مأمون شرایطی پدید آمد که امام را به موضعگیری وا داشت.
&nbsp;
ده سال از امامت امام رضا (ع) با دوران خلافت هارون پدر مامون مقارن بود. هارون در سال 175 هجری قمری، فرزندش، امین را که 5 سال داشت به جانشینی خودش معرفی کرد و 7 سال بعد با معرفی مأمون به جانشینی امین در تثبیت حکومت عباسی کوشید. پس از این واقعه در سال 193 هارون در طوس در گذشت و پس از این اندک زمانی امین و مأمون با یکدیگر بر سر خلافت تزاع کردند و اختلافشان به قدری بالا گرفت که امین در اوایل سال 195 برادرش مأمون را از ولایتعهدی خلع کرد.
&nbsp;
در نهایت دو برادر با لشکرکشی علیهکدیگر در ری با هم درگیر شدند که در نتیجه آن لشکر امین شکست خورد و امین نیز در حادثه حمله چند مرد مسلح از پای در آمد و در نهایت مأمون حاکم شد.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
مسأله ولایت عهدی
&nbsp;
یکی از مهمترین اتفاقاتی که برای امام رضا عليه&zwnj;السلام رخ داد، مسأله ولایتعهدی ایشان بود که شامل مسائل زیر است که باید مورد بررسی قرار گیرد: &laquo;چرا مأمون امام رضا علیه السلام را دعوت کرد؟ واکنش امام رضا علیه السلام در برابر دعوت مامون، &zwnj;وداع امام با قبر پیغمبر، &zwnj;خط سیر امام، سخنان امام در نیشابور، ورود امام رضا علیه السلام به مرو و طرح مساله ولایتعهدی ايشان از طرف مأمون، اهداف مامون از مساله ولایتعهدی و شروط امام برای پذیرش ولایتعهدی.&raquo;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
چرایی دعوت
&nbsp;
اوضاع خلافت در زمان امام رضا (ع) به اختصار گذشت. در این مدت امام رضا (علیه السلام) ساکت ننشسته و تا آنجا که قدرت و امکان داشت در بیداری مردم و توجه دادن آنان به اصول و مسائل تلاش های زیادی به انجام رساند. بنابراین امام نقشی مستقیم و مؤثر در بیداری مردم داشت که این خود باعث مي&zwnj;شد مأمون با امام به مخالفت بپردازد. ولی از آنجا که:
&nbsp;
اولاً مي&zwnj;دانست دستگاه حاکمه از وجود یک رکن مهم علمي&zwnj;و معنوی که بتواند پشتوانه حل مشکلات مختلف باشد خالی است و این کمبود با وجود علمای موجود در دستگاه خلافت عباسیان تأمین نمي&zwnj;شد.
&nbsp;
ثانیاً به این نکته پی برده بود که جامعه اسلامي&zwnj;مخصوصاً گروه کثیری از مردم آگاه و طرفداران آل علی توجه خاصی به علی ابن موسی الرضا، علیه السلام، دارند و زمینه مساعدی از نظر معنوی در دلهای مردم نسبت به علویین وجود دارد. در نتیجه درصدد برآمد تا از این فرصت برای تثبیت حکومت بهره گیرد.
&nbsp;
همچنین مي&zwnj;خواست ضمن استفاده از موقعیت علمي &zwnj;و اجتماعی امام رضا &zwnj;علیه السلام بتواند کارهای او را تحت نظارت قرار داده و محبوبیت و مقبولیت قابل ملاحظه ای در میان عده کثیری از مردم که امام رضا &zwnj;علیه السلام&zwnj; را دوست مي&zwnj;داشتند به دست آورد و مخصوصاً چنین احترامي &zwnj;در جلب علاقه&zwnj;ی شیعیان که تنها امام عليه&zwnj;السلام را شایسته مقام رهبری مسلمین مي&zwnj;دانستند و عباسیان را غاصب خلافت و حکومت مي&zwnj;دانستند بسیار مؤثر بود.
&nbsp;
به هر حال وضع سیاسی و اجتماعی آن روز طوری بود کهک تغییر کلی را در سطح دستگاه خلافت از نظر کیفیت برخورد با جناح های مخالف و ایجاد امواج جدیدی در افکار عامه ایجاد مي&zwnj;کرد.
&nbsp;
واکنش امام رضا عليه&zwnj;السلام در برابر دعوت مأمون
&nbsp;
مأمون با در نظر گرفتن اوضاع مملکت و پس از مشورت با وزیرش، فضل ابن سهل، امام را به پایتخت دعوت کرد. گرچه ایشان از رفتن امتناع ورزید ولی مامون پی گیر بود و به ارسال دعوت نامه هایی پیاپی به امام ادامه داد و دست بردار نبود.
&nbsp;
او در نهایت به امام نوشت:
&nbsp;
جدت علی ابن ابی طالب در شورا شرکت کرد و عمر که خلیفه&zwnj;ی وقت بود گفت ظرف سه روز باید اهل شورا تصمیم بگیرند و اگر بعضی از آنها تصمیم نگرفتند و یا از تصمیم اکثریت تمرد کردند ابو طلحه&zwnj;ی انصاری مأمور است گردنشان را بزند.
&nbsp;
با این کار مأمون مي&zwnj;خواست بگوید الان تو در وضعی هستی که جدت بود و من در وضعی هستم که عمر بود. پس، از جدت پیروی کن. پس از این همه تهدید&zwnj;های مکرر و پیاپی امام رضا&zwnj; علیه السلام، پذیرفت تا به مرو سفر کند آنچه که مي&zwnj;توان درباره این سفر گفت این است که این سفر یک تبعید ناخواسته بود و بسیاری هم از این سفر به عنوان تبعید یاد کرده اند.
&nbsp;
سرانجام امام رضا&zwnj; علیه السلام&zwnj; پس از تهدید های فراوان و مکرر، آماده رفتن شد.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
وداع با قبر پیغمبر
&nbsp;
محول سیستانی که از نزدیک شاهد این ماجرا بود چنین مي&zwnj;نگارد:
&nbsp;
هنگامي&zwnj;که فرستاده مأمون وارد مدینه شد من نیز در مدینه بودم امام، علیه السلام، برای وداع با پیامبر، صلی الله و علیه و آله و سلم، وارد حرم شریف نبوی گردید. حضرت در حالی که با صدای بلند گریه مي&zwnj;کرد چند نوبت با پیغمبر و مرقد پاک او خداحافظی کرد.
&nbsp;
جلو رفتم و به امام سلام عرض کردم. پاسخ سلام من را داد. آن گاه امام را به خاطر سفری که در پیش داشت تهنیت گفتم؛ ولی آن حضرت فرمود: مرا به حال خود واگذار که من از جوار جدم خارج شده و در غربت از دنیا خواهم رفت.
&nbsp;
در ادامه ابراز نارضایتی از سفر، امام هنگام بیرون رفتن از مدینه تمام اقوام و بستگان خود را فرا خواند و در جمع آنان فرمود بر من گریه کنید زیرا دیگر به مدینه بر نخواهم گشت.
&nbsp;
امام در طول راه از حجاز به بصره رفت. تا بصره در هر شهری که مي&zwnj;رفت به مناسبتی با مردم مذاکره مي&zwnj;کرد. در ادامه از شهرهای خرمشهر، اهواز، اراک، ری، نیشابور و مرو عبور کرد.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
سخنان امام در نیشابور
&nbsp;
در مسیر حرکت امام سخنانی برای مردم ایراد فرمود که از مهم ترین آنها مي&zwnj;توان از سخنرانی ایشان در نیشابور یاد کرد. گفته مي&zwnj;شود نیشابور در آن زمان مرکزیت علمي&zwnj;خاصی داشت و تقاضای شدیدی از طرف مردم و دانشمندان و عالمان نیشابور برای امام مطرح شد. امام در آنجا حدیث سلسله الذهب را، که به حدیث اخلاص و توحید هم مشهور است، برای مردم نقل فرمود&zwnj;:
&nbsp;
کلمه لا الله الا الله حصار من است پس هر کس گواهی به آن بدهد داخل حصار من شده و کسی که داخل در حصار من شود از عذاب من ایمن خواهد بود.
&nbsp;
پس از بیان این حدیث صد ها قلم از قلمدانهای طلای مرصع برای نوشتن آن بیرون آمد.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
ورود به مرو و طرح مساله ولایتعهدی
&nbsp;
در دهم شوال 201 هجری امام به مرو وارد شد و از چند فرسخی شهر مرو مورد استقبال مأمون، فضل بن سهل و جمع کثیری از بزرگان آل عباس و علویان قرار گرفت. ایام به تندی مي&zwnj;گذشت و عبدالله مأمون خود را میزبانی مخلص وانمود مي&zwnj;کرد. این حضور امام در مرو و پذیرایی مأمون از او و اجازهافتن مردم برای ملاقات آن حضرت برایشان غیر منتظره بود و آنان را به کنجکاوی بیشتر وا مي&zwnj;داشت. تا این که سر انجام مأمون نخستین گام را بردشت.
&nbsp;
مأمون به حضور امام رضا، علیه السلام، آمد و با قیافه ای جدی و حق به جانب ابتدا چند سوال علمي&zwnj;را مطرح کرد و با ایشان مشغول گفتگو شده هنگامي&zwnj;که مجلس را آماده دید رو به امام، علیه السلام، کرد و گفت:
&nbsp;
در فرزندان عباس و علی، علیه السلام، دقت نمودم، و بدون مطالعه این سخن را نمي&zwnj;گویم، فضل و برتری دانش و تقوای تو ای فرزند رسول خدا از همه بیشتر است و هیچ کس را من امروز سزاوارتر از تو برای ریاست تامه و خلافت و حکومت بر امت اسلام ندیدم. امروز برای من شکی باقی نمانده که از همه سزاوارتر و لایق تر شما هستید.
&nbsp;
مأمون اصرار و تقاضای خودش را دوباره بیان کرد: پسر عمو! مي&zwnj;خواهم از خلافت کنار روم و آن را در مسیر حقیقی اش قرار دهم. من خود اولین فردی هستم که با تو بیعت مي&zwnj;کنم. و همچنان امام&zwnj; علیه السلام، امتناع نموده فرمود: اگر خلافت را خدا برای تو مقدور فرموده جایز نیست به دیگری ببخشی.
&nbsp;
مأمون هم در مقابل اصرار مي&zwnj;کرد ولی هرچه بیشتر اصرار مي&zwnj;کرد کمتر نتیجه مي&zwnj;گرفت و سر انجام وقتی دید امام از پذیرفتن این پیشنهاد سر پیچی مي&zwnj;کند مقصود اصلی خود را به زبان آورد و گفت: ای فرزند رسول خدا، حال که خلافت را نمي&zwnj;پذیری باید ولایتعهدی را قبول نمایی تا پس از من خلافت برای شما خالص گردد.
&nbsp;
امام گفت: به خدا قسم از زمانی که خدا مرا خلق نموده دروغ نگفته ام و در دنیا برای دنیا زاهد شده ام. از قصد تو اطلاع دارم.
&nbsp;
مأمون گفت: قصد من چیست؟
&nbsp;
و امام پس از گرفتن امان از مأمون بیان کرد: تو مي&zwnj;خواهی مردم را نسبت به من بدبین کنی. مي&zwnj;خواهی مردم بگویند علی ابن موسی الرضا در دنیا زاهد نبود، بلکه دستش به دنیا نمي&zwnj;رسید. آیا نمي&zwnj;بینید چگونه ولایتعهدی را به طمع رسیدن به خلافت قبول کرد.
&nbsp;
مأمون عصبانی شد و گفت: طوری با من صحبت مي&zwnj;کنی که ناراحت مي&zwnj;شوم. گویا از قدرت و سطوت من در امانی. به خدا قسم اگر ولی عهدی را قبول نکنی مجبورت مي&zwnj;کنم والا گردنت را مي&zwnj;زنم: &laquo;و الا ضربت عنقک.&raquo; امام متوجه شد مأمون از قصدش هرگز دست بر نمي&zwnj;دارد و ناچار باید ولایتعهدی را بپذیرد.
&nbsp;
اما این تمام ماجرا نبود، بلکه امام ولایتعهدی را پذیرفت ولی همراه با شروطی که بعدا بیان مي&zwnj;شود.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
اهداف مأمون از مسأله ولایتعهدی
&nbsp;
از اصرار زیاد مأمون برای تحمیل مسأله ولایتعهدی بر امام رضا، علیه السلام، روشن مي&zwnj;شود که اهداف مهمي&zwnj;را از این کار دنبال مي&zwnj;کرده است. قرائن و منابعی تاریخی که مي&zwnj;توان اشاره کرد چنین است:
&nbsp;
الف. کاستن از تضاد علویان و عباسیان.
&nbsp;
ب. فرو نشاندن نهضت ها.
&nbsp;
ج. نظارت بر امام و محدود ساختن ایشان.
&nbsp;
د. مخدوش ساختن قداست معنوی امام.
&nbsp;
ه. مشروع جلوه دادن خلافت.
&nbsp;
ر. به دست آوردن پایگاه مستحکم مردمی.
&nbsp;
امام هم ولایتعهدی را بی شرط و شروط نپذیرفت و برای خود شروطی گذاشت. از جمله این که امام فرمود: &laquo;من در کارها مداخله نمي&zwnj;کنم.&raquo; این شرط امام برای قبول ولایتعهدی بود. از این رو امام به صورت عملی خودش را از مشارکت در کارهای حکومتی مبری دانست.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
مراسم روز عید سعید فطر
&nbsp;
مسأله نماز عید فطر یکی از رخداد های مهم زندگی امام علی ابن موسی الرضا، علیه السلام، پس از مسأله ولایتعهدی است. اهمیت این موضوع تا آنجا است که مأمون به صورت آشکار در برابر آن عکس العمل نشان داد و رازی را که همواره در مخفی نگه داشتن آن مي&zwnj;کوشید نا خواسته افشا کرد. در تاریخ آمده است که:
&nbsp;
هنگامي&zwnj;که عید سعید فطر فرا رسید، مأمون به دلیل بیماری یا دلایل دیگری به علی ابن موسی الرضا، علیه السلام، پیغام داد تا نماز عید را بر پا کند. امام به فرستاده مأمون گفت به مأمون بگو شما شرایطی را که میان خودمان قرار کرده ایم مي&zwnj;دانید؛ پس مرا از اقامه نماز معذور دارید.
&nbsp;
[سرانجام] در نتیجه پافشاری های خلیفه، امام این پیشنهاد را پذیرفت ولی باز هم با قید و شرط. شرط امام این بود که نماز را با شیوه رسول الله، صلی الله علیه و آله، و امیر المومنین علی، علیه السلام، بجا آورد. مأمون شرط را پذیرفت و گفت هر طور مایل هستند بیرون آیند. تا این که سرانجام روز عید فرا رسید. مردم از ابتدای صبح هنوز آفتاب طلوع نکرده در کنار خانه امام دسته دسته مي&zwnj;آمدند و تجمع مي&zwnj;کردند. دستگاه خلافت تشریفات کاخ همه تلاش خود را صرف مي&zwnj;کردند تا این مراسم از نظر ظاهری بسیار پرشکوه و سلطنتی جلوه کند.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
امام از منزل بیرون آمد و همه چشمهایی که به خانه امام دوخته شده بودند منظره ای شگفت انگیز مشاهده کردند. امام در حالی که خود را خوشبو کرده و ردایی بر دوش انداخته بود برای اقامه نماز بیرون آمد. ایشان عمامه سفیدی بر سر بسته بود و دو طرف آن از سر و پشت گردنش آویزان بود. عصایی بر دست داشت و با پایی برهنه گامهایش را با طمأنینه و وقار بر مي&zwnj;داشت. اصحاب امام با مشاهدة چنین وضعیتی به تبعیت از امام، خودشان را به همان شکل در آورده و به تبع ایشان تکبیر سر مي&zwnj;دادند. به ناچار سواره نظام و مقام های حکومتی نیز از اسب های خود پیاده شدند و با کندن کفش های خود فریاد تکبیر سردادند. این وضعیت از یک سو و گریه شوق مردم از سوی دیگر فضای بی نظیری را بر شهر مرو حاکم کرده بود. امام در جلوی حیاط خانه تکبیر دوم را گفت و جمعیت حاضر همهک صدا تکرار کردند: الله اکبر. شخصیت ها و بزرگان لشکری و کشوری که مجهز و مسلح بودند، دیدند ظاهر وارستة آنها هیچ شباهتی به ولیعهد مسلمین ندارد و این رویارویی رسوایی است و بی آبرویی.
&nbsp;
فضل ابن سهل که دید اگر امام با چنین وضعیتی خود را به محل نماز برساند و سپس بخواهد با مردم سخن بگوید، مردم شهر مرو از خواب غفلت بیدار شده، حادثه ای برای حکومت رخ خواهد داد با سرعت هرچه تمام خود را به مأمون رساند و گفت:
&nbsp;
اگر امام با همین وضع به محل برسد آشوب به پا خواهد شد و ما همه از جان خویش بیمناک هستیم.
&nbsp;
مأمون بی درنگ دستور داد امام را از نیمه راه باز گردانند. از این رو به امام گفتند ما مي&zwnj;دانستیم که شما را به زحمت انداختیم و دوست نداریم رنجی به شما برسد. پس بازگردید و همان کسی که پیش از این با مردم نماز مي&zwnj;خوانده نماز را برگزار خواهد کرد.
&nbsp;
امام کفش هایش را پوشید و بر مرکب خویش سوار شد و به خانه برگشت در بازگشت با اندوه بسیار مي&zwnj;فرمود: خدایا اگر گشایش من از وضعیت کنونی ام به مرگ من است هم اینک در آن تعجیل فرما.
&nbsp;
مأمون پس از این قضیه بسیار ترسید و حکومت خود را با وجود امام در خطر دید. پس سیاستی جدید را در پیش گرفت. فضل ابن سهل وزیر و فرمانده نیروهای مسلح مأمون نخستین قربانی این سیاست جدید بود. اما تنها این مأمون را راضی نمي&zwnj;کرد. او به دنبال از بین بردن مسألة ولایتعهدی بود نه فضل ابن سهل، پس باید منتظر اتفاقات جدیدی بود. پاک کردن مسأله ولایتعهدی هم به هیچ راهی تا زمان وجود امام ممکن نمي&zwnj;شد. پس در نگاه مأمون یگانه راه حل، حذف امام رضا&zwnj; علیه&zwnj;السلام، بود.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
اما چگونه مي&zwnj;توانست رسماً و آشکارا امام را بکشد یا او را به خیانت به دستگاه حکومتی متهم و یا شیوه قتل فضل را دوباره به کار گیرد. هیچ یک از اینها با تدبیر سیاسی مأمون سازگار نبود. کسی نمي&zwnj;دانست مأمون چه مي&zwnj;کند ولی برای همه تحلیلگران روشن بود که مأمون چند اصل را زیر نظر گرفت:
&nbsp;
الف. از میان بردن امام برای پایان دادن به مسأله ولایتعهدی.
&nbsp;
ب. دور نگاه داشتن دامان خود از قتل امام.
&nbsp;
ج. استفاده سیاسی جدید در حد امکان از رحلت امام.
&nbsp;
و سرانجام چنین شد. مأمون کار خود را کرد و امام را به شهادت رساند. امام رفت و ملتی را داغدار غم خویش ساخت.
&nbsp;
گر جان طلبی به کوی جــانانه بیا از عقل برون شو و چو دیوانه بیا
&nbsp;
شمع رخ دوست در خراسان سوزد ای سوخته دل بســـان پـروانه بیا
&nbsp;
منبع:&nbsp;nahad.nit.ac.ir]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:10:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اربعين... روز انتظار ظهور قائم آل محمد(عج)</title>
<link>https://ghoghnoos73.loxblog.com/اربعين-روز-انتظار-ظهور-قائم-آل-محمدعج</link>
<guid>https://ghoghnoos73.loxblog.com/اربعين-روز-انتظار-ظهور-قائم-آل-محمدعج</guid>

<description><![CDATA[

جايگاه زيارت اربعين در نگاه شيعيان؛ اربعين؛ روز انتظار ظهور قائم آل محمد(عج)
زيارت اربعين در ميان احاديث شيعه از ارزش والايي برخوردار است تا آن جا که از نشانه&zwnj;هاي فرد مومن برشمرده شده است؛ روز اربعين رابطه مستقيمي با ظهور منتقم سيد الشهدا(ع) دارد.
زينب صارم؛ زيارت اربعين در ميان شيعيان از جايگاهي بسيار والايي برخوردار است. علت تعظيم و بزرگداشت شيعيان نسبت به اربعين امام حسين (ع) را مي&zwnj;توان در گفتار و سفارشات اهل بيت ريشه&zwnj;يابي کرد.
امام حسن عسكرى (ع) فرموده است: پنج چيز از نشانه&rlm;هاى مؤمن است. گزاردن پنجاه و يك ركعت نماز واجب و نافله، زيارت&rlm; اربعين، انگشتر در دست راست كردن و پيشانى بر خاك ساييدن و بلند گفتن&rlm; بسم الله الرحمن الرحيم.
زيارت اربعين از امام جعفر صادق (ع) روايت شده و خواندن آن در روز اربعين مستحب موکد است. شيخ عباس قمي زيارت اربعين را در کتاب ارزشمند مفاتيح الجنان نيز ذکر کرده است.
اربعين روز تجديد اندوه شيعه
روز اربعين براي شيعيان زمان تجديد غم و اندوه براي مصايب سيد الشهدا است؛ اين غم و اندوه در جان شيعيان جريان دارد تا به دست منتقم واقعي آل محمد انتقام خون&zwnj;هاي به ناحق ريخته شده در سرزمين کربلا ستانده شود به همين جهت روز اربعين را مي&zwnj;توان زمان تجديد عهد با منتقم آل محمد دانست.
سفارشات و دستورات اکيد ائمه مبني بر زيارت امام حسين (ع) در روز اربعين را مي&zwnj;توان به سبب بزرگداشت اين غم و اندوه دانست تا از خاطر شيعيان محو نشود که همواره بايد منتظر ظهور قائم آل محمد باشند.
رابطه جلوه&zwnj;هاي عزاداري حسيني و انتظار
ميان جلوه&zwnj;هاي عزاداري براي امام حسين (ع) و ظهور حضرت صاحب الزمان رابطه مستقيم و تنگاتنگي را مي&zwnj;توان يافت. از مهم&zwnj;ترين آنان مي&zwnj;توان به منتقم بودن حضرت مهدي (عج) اشاره کرد.
سرخي پرچم، سمبل ادامه جنگ
نشانه&zwnj;ها و سمبل&zwnj;هاي انتظار ظهور حضرت در مظاهر حسيني جلوه&zwnj;هاي گوناگون دارد از جمله آن&zwnj;که مي&zwnj;توان به پرچم سرخ رنگي که در بالاي گنبد در حال اهتزار است اشاره کرد. اهتزاز پرچم سرخ رنگ در قبايل عرب مفهوم خاصي دارد از جمله آن&zwnj;که اين جنگ هنوز ادامه دارد و پايان نپذيرفته است.
زيارت اربعين و ياري کردن امام زمان
ياري کردن امام زمان (ع) فقط محدود به انتظار براي ظهور آن حضرت نمي&zwnj;شود، بلکه همان طور که در زيارت اربعين به آن اشاره شده است: &laquo; قلبي لقلبکم سلم و امري لامرکم متبع و نصرتي لکم معده حتي ياذن الله لکم فمعکم معکم لا مع عدوکم؛ قلب من تسليم قلب شماست و در امور زندگي از اوامر شما تبعيت مي&zwnj;کنم و براي ياري دادن شما آماده&zwnj;ام تا اين که خداوند به شما اجازه خروج دهد. پس من همراه با شمايم نه همراه با دشمنان شما&raquo;
انتظار تنها يک امر قلبي نيست
انتظار ظهور امام زمان تنها منوط به يک امر قلبي نمي&zwnj;شود، بلکه اين انتظار بايد همان طور که در زيارت اربعين به آن اشاره شد در عمل شيعيان نيز جلوه پيدا کند.
شيعه&zwnj;اي که قلبا تسليم امر امامت است و در شئونات زندگي از اوامر اهل بيت اطاعت کند و نسبت به دشمنان ايشان بيزاري داشته باشد را مي&zwnj;توان در جريان ظهور و انتظار فعال دانست. نکته&zwnj;اي که در زيارت اربعين به آن اشاره شده اين است که شيعيان همواره براي ياري دادن امام زمان خود بايد آماده باشند.
انتظار به مانند غلطيدن در خون خود
شيعياني که در اين انتظار استقامت مي&zwnj;ورزند ولي موفق به درک حضور حضرت نمي&zwnj;شوند و مرگ فرصت را از آنان سلب مي&zwnj;کند، در احاديث شيعه از آنان به بزرگي ياد مي&zwnj;شود. امام صادق (ع) مي&zwnj;فرمايد: &laquo;اگرکسي از شما بگويد قائم&rlm; آل&rlm; محمد را درك كنم او را نصرت خواهم كرد او مانند كسى است كه پيشاروى او شمشير مى&rlm;زند، نه بلكه مانند كسى است كه همراه او شهيد شود.&raquo;
همچنين از امام صادق از پدرانش از امير المؤمنين عليهم السّلام روايت شده است كه فرمود: &laquo;منتظر امر ما مانند كسى است كه در راه خدا به خون خود درغلطد.&raquo;
روايات از ثواب بسيار زياد انتظار حکايت مي&zwnj;کند، اما از ثواب و اجرهايي که براي انتظار ذکر شده است مي&zwnj;توان دانست که امر انتظار براي ظهور صاحب الزمان کاري سخت و طاقت فرساست و با توجه به زمان غيبت کبري حفظ کردن قلب و عمل از وسوسه&zwnj;هاي شيطان کاري سخت و دشوار است. مرجع : خبرگزاري موج]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:10:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سخنرانی زيباي استاد پناهیان با موضوع نشانه ها و قواعد ظهور + فایل صوتی</title>
<link>https://ghoghnoos73.loxblog.com/سخنرانی-زيباي-استاد-پناهیان-با-موضوع-نشانه-ها-و-قواعد-ظهور--فایل-صوتی</link>
<guid>https://ghoghnoos73.loxblog.com/سخنرانی-زيباي-استاد-پناهیان-با-موضوع-نشانه-ها-و-قواعد-ظهور--فایل-صوتی</guid>

<description><![CDATA[
حجت الاسلام پناهیان را باید یکی از پیشقراولان بحث بشارت ظهور دانست ، ایشان بیش از یک دهه است که بهمراه مباحث مهم تربیتی، دینی و اجتماعی به بحث مقدس بشارت ظهور نیز می پردازد ، سخنرانی های ایشان در این زمینه را می توان تفسیر بشارتهای ولی امر مسلمین در یک و نیم دهه گذشته دانست.

بسم الله الرحمن الرحیم
اولا این که ما از کجا معلوم هست در آخرالزمان هستیم دو نوع علت میشه براش ذکر کرد.
بعضیا میگن آقا این حوادث ممکنه هزار مرتبه دیگه هم شبیهش رو داشته باشیم؛ مثلا شما تطبیق میدید که بیرون شهر کوفه 70 نفر به شهادت برسن یکجا، ممکنه آقای حکیم و نمازگزاران نمازجمعه نجف اشرف باشه... ممکنه.
میگه نه آقا، ممکنه هزار بار دیگه 70 نفر 70 نفر کشته بشن، معلوم نیست که این قصه همون قصه باشه!
یا میگی آقا، یه کسی به نام عبدلله در یه جایی حاکمه، اگر ایشون فوت بکنه بعد از او یه حکومت بی ثباتی در منطقه حجاز پیش میاد و بعد از اون ظهور رخ خواهد داد...
میگه آقا ممکنه هزار تا عبدلله دیگه بیاد و فوت کنه و بعدشم دچار بی ثباتی بشه اون منطقه.
سفیانی ظهور بکنه، باید بیاد نقشه منطقه خاورمیانه رو بهم بریزه، و الان حداقل ده سالی هست دست استکبار جهانی تو پوست گردو مونده، خودشونم صد مرتبه اعلام کردن ما چاره ای نداریم جز اینکه نقشه خاورمیانه رو بهم بریزیم...
با این ترکیب دیگه نمیتونن مدیریت کنن منطقه رو...
شاید اون سفیانی که در روایات آمده و مسیر حرکتشم مشخصه، و هیچ کاری هم نمیکنه جز نقشه خاورمیانه رو بهم زدن، نقشه ای که استکبار برای خاورمیانه زده همون باشه!!! شاید؛
میگه آقا، ممکنه نقشه خاورمیانه هزار مرتبه دیگه، دویست هزار سال دیگه هم هی همینجور تغییر کنه، بالا بشه، پائین بشه، ظهور رخ نده!
در مقابل اینجور برخورد با اخبار ظهور، باید گفتش که اهل بیت عصمت و طهارت که بیکار نبودن که علامتی رو بگن که علامت نیست!
اگه بنا باشه هزار تا عبدلله دیگه بیاد فوت بکنه و شرایط بی ثباتی اونجا پیش بیاد، این چه علامتیه؟!
شما آدم عاقل باشی میتونی اینجوری علامت بدی مردمو بذاری سر کار؟!
آقا، اگه بنا باشه که خاورمیانه نقشه ش 200 هزار مرتبه دیگر تغییر پیدا بکنه با حرکتهایی شبیه حرکت سفیانی، و این همانی نباشه! احتمالش بالا نباشه و تا 200 هزار سال دیگه قصه تأخیر بیفته! خب این چه طرز علامت دادنه توسط اهل بیت عصمت و طهارت؟!
شما زحمت بکشید یه مرتبه بفرمائید چهارده معصوم اشتباه کردن علامت دادن! چرا به ما میگید تطبیق نده؟!
به اهل بیت بفرمائید این چه علامت دادنیه؟ اصلا علامت ندید!
وقتی که درباره ی اخبار مربوط به حوادث ظهور روایاتی رو آدم میشنوه، نباید باهاش انقدر بی اعتنا و بی احترام برخورد بکنه؛
یه دفعه ای به برخی روایات مربوط به اخبار حوادث ظهور که میرسن، یه جوری بعضیا گیر به سند روایت میدن، که تو مسائل فقهی اونجوری گیر نمیدن به سند! تو مسائل تاریخی اونجور گیر نمیدن به سند؛
کتابی ست به نام بیان الائمه، من این کتاب رو کامل بررسی نکردم میزان اِتقانش رو ببینم، لذا به عنوان یه کتاب مرجع(به طور قطعی خودم حداقل) معرفی نمیکنم، شاید خیلی هم زحمت کشیده نویسنده محترم؛
نوشته بود که کشورهای غربی میان اسلحه هاشون رو میگذارن در کشورهای منطقه و بعدشم به عراق حمله میکنن، از راه جنوب حمله میکنن، تا بغداد رو با نبرد نظامی پیش میرن، بغداد رو عفواً وارد میشن! لِأنَّ اُمرائُهم من عُمَلائِهم؛ چون رؤسای بغداد عملاءِ خودشونن.
حالا اینو قبل از اینکه صدام بیاد رو کار، نوشته؛ بعدشم آدم میبینه نعل به نعل اتفاق میفته!!
صدام که از امراء اونها هست... نه آقا معلوم نیست! معلوم نیست! هیچی معلوم نیست! آقا نگو! آقا نبین! آقا...
این چه طرز برخورده؟! بالاخره ائمه هدی علائم ذکر کردن؛ این در حالیه که ائمه هدی علیهم السلام وقتی که خبر میدن یه جوری دقیق خبر میدن.
اومد پرسید، آقا امام صادق از سفیانی برامون بگو؛ آقا فرمود کدوم سفیانی؟ سفیانی اول یا سفیانی دوم؟
گفت آقا مگه دو تا سفیانی هستن؟
فرمودند بله؛ سفیانی اول این جنایت رو میکنه تو منطقه عراق، سفیانی دومه که شش ماه قبل از ظهوره؛
اینجوری آدرس میدن... که شما سَرسَری نگیرید... معلومه ائمه هدی علیهم السلام قصد جدی داشتن برای اخبار آخرالزمان دادن.
یه دفعه ای ما نمیدونم چطور بزرگوار میشیم؟!
میگیم نه حالا اینا رو بذاریم کنار...
شما احتمال نمیدید که ائمه هدی علیهم السلام برای هوشیاری ما اینا رو فرمودن؟
کار تطبیقش سخته؛ بله... بله سخته...
ممکنه آدم اشتباه بکنه؛ بله... ممکنه آدم اشتباه بکنه...
یقینی نباید تطبیق بدیم؛ باشه... ولی 200 هزار سال دیگه هم توپو پرت نکن پشت بوم!!
ارزش اخبار مربوط به حوادث پایانی رو نباید تو کم بکنی...
آقا معلوم نیست ممکنه هزار تا دیگه عبدلله بیاد... اگه بگی هزار تا دیگه عبدلله بیاد و فوت بکنه و ال بشه و بل بشه، پس من به اون گوینده خبر شک میکنم؛ آقا بالاخره گوینده خبر میخواسته خبر بده یا میخواسته ما رو بذاره سر کار؟! قصد داشته معمای سرگرم کننده مطرح کنه ما سرگرم بشیم؟ یا نه، واقعا یه خبر خاصیه؟
آقا این حکوت معلومه، از سراپاش میریزه که این عبدلله بره بی ثباتی میشه؛ تو روایت هم همینو گفتن...
استکبار چاره ای نداره جز اینکه نقشه خاورمیانه رو بهم بریزه... بهم بریزه هم باید کشتار بکنه، راه دیگه ای نداره برا نجات... و اونا جنایتکار هستن که این کارو بکنن؛
این چرا نباید اون سفیانی باشه؟
تو باید دلیل بیاری که اون نیست... تو باید دلیل بیاری!
رسول خدا دارن کلماتی رو... امیرالمومنین دارن کلماتی رو... تا برسه اوجش امام صادق علیه السلام... بعد از امام صادق علیه السلام هم.... با همه ی احتیاط کاری ها و مخفی کاری هایی که صورت میگرفت...
انقدر اخبار مربوط به حوادث ظهور رو میدادن که بعضی ها از بنی العباس طمع میکردن برای این که، این اخبار رو به خودشون منصوب بکنن؛ اِسمای خودشون رو تغییر میدادن که متناسب اون اخبار، مردم رو به اشتباه بندازن... انقدر خبر دادن جدی بوده...
البته چند تا نکته رو باید رعایت کرد... نباید الکی تطبیق داد، نباید عجولانه قضاوت کرد، نباید بی احتیاطی کرد، نباید قطعی نظر داد؛ ولی احتمالات درجاتش رو که کنار هم میذارید، این قطعات پازل داره یه نقشه ای رو به ما نشون میده؛ همه شو که نمیتونی انکار کنی که...
آقا کسی هست که از قم قیام میکنه، اسم او اسم یکی از انبیاء عظامه... خب اسم آقا روح للهه و حضرت عیسی بن مریمم که هست... همون میشه دیگه...
معلوم نیست... ممکنه هزاران سال دیگه، هزاران نفر دیگه قیام بکنن...
دوباره یه روایت دیگه میاری، میگی آقا در روایت نوشته که اسم او روح لله است... حالا چی میگی؟!

ممکنه حالا مثلا! روح لله های دیگه قیام بکنن!
شما هم خیلی بیکاری ها...! ائمه معصومین علیهم السلام خبر نداشتن که کسی به نام آسید روح لله نازنین ما قیام میکنه؟
پس یا به اخبار آخرالزمان هم خبر داشتن، هم اگر یه روح لله دیگه باشه باید اعلام میکردن که روح لله اولی که قیام میکنه نه، یکی دیگه... کما اینکه مشابهش رو تو موارد دیگه اعلام فرمودن...
بعضیا علاقه دارن اینا رو انکار کنن... چرا آخه؟!
این یه برخورد...
برخورد دومی که بده صورت بگیره، این هستش که آدم عجولانه و بد قضاوت بکنه... حالا همینجوری هر یک از اون شخصیت های ناشناخته رو که دقیق مختصاتش در نیومده، هی به این تطبیق بدیم، هی به اون تطبیق بدیم؛ هی اعلام کنیم، هی مردمو تو هول و ولا بندازیم و هی سبک کنیم اصلا کار تطبیق دادن و کار تحلیل کردن اخبار آخرالزمان رو؛ اینم کار خوبی نیست...
ولی باید اینا رو جدی گرفت... آقا پیچیدگی هایی هم داره ها... شاید همه بررسی کردن بحث دجال رو هنوز نفهمیده باشن شخصه یا شخصیته؟
ولی آخه یه حرفایی هست نمیشه از کنارش ساده رد شد؛
اما گروه دوم دلایل مربوط به آخرالزمان چه دلایلی هستن؟
گروه دوم دلایلی که دلالت میکنن ما در آخرالزمانیم، و یا میتوانند دلالت بکنند، قواعد ظهور هستن، نه حوادث ظهور؛
قواعد ظهور چیه؟
میفرماید ظهور مهدی ما بعد از یأس رخ می دهد. یا اینکه میفرماید ظهور مهدی ما بعد از اینکه هر کسی ادعا داره تئوری برای اداره حیات بشر داره تئوریش زمین میخوره، یه خلأ تئوریک در جهان پدید میاد بعد ظهور رخ میده....
حوادث ظهور تکلیف ساز نیستن؛ آقا یه عبدللهی از دنیا میره؛ خب ما کاری نمیتونیم بکنیم... باید صبر کنیم بره دیگه، ما که نمیتونیم بکشیمش که!!
ولی قواعد ظهور تکلیف ساز هستن؛ میفرماید ظهور بعد از کِی رخ میده؟ بعد از اینکه هیچ کسی تئوری ای نداشته باشه برای عالم...
من الان از شما میپرسم؛ آیا تئوری ای برای اداره حیات بشر موجوده که امتحان نشده باشه؟!
تو کدوم رشته علوم انسانی ادعا شده که تئوری جدیدی به بازار اومده؟
بعد عقلتو قاضی کن؛ امکان آمدن تئوری جدیدی هست؟!
در حالی که تئوری اسلامی ما داره پا میگیره و به عنوان یگانه تئوری خودشو داره معرفی میکنه؛
آقا دموکراسی که اونا میگفتن پایان تاریخه، مغز حمار که نخورده بودن که اینو گفته بودن، بررسی کرده بودن برای خودشون؛ دکترا که بگیرین باید بری حرفای اونا رو امتحان بدی بهت دکترا بدن؛ یه دفعه اینجا که میرسه بی اعتبار میشن؟!
تق دموکراسی هم که در اومد!
یکی از قواعد ظهور، که من مایلم اینو جزء قواعد ظهور بگذارم، نه از حوادث ظهور... یه قومی قبل از ظهور قیام میکنن یُوَطِّئونَ لِلمهدی سُلطاناً... مقدمه ساز ظهور حضرت میشن... خب همه ی مفسرین آیات قرآن و روایات میفرمایند اون قوم ایرانیان هستند؛ المیزان علامه طباطبایی رو ببینید؛ ذیل اون آیه سوره مائده "یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه"؛ علامه میفرمایند این آیه مال ایرانیای آخرالزمانه که قیام میکنن و مردانه قیام میکنن مختصاتش اینه؛ مختصاتشم تو روایات اومده؛ اینا باید بلند شن، قیام بکنن؛ شهید بهشتی تعبیر زیبایی داشت، من اصلا ارادات پیدا کردم به شهید بهشتی که فرمودن هیچ چیزی ظهور آقا رو نزدیک نمیکنه، مثل اینکه ما بلند شیم یه جامعه نمونه بسازیم و به جهانیان ارائه بدیم؛ این ظهور حضرت رو نزدیک میکنه... اینو بذار کنار اون نظریه که فساد باید عالم رو بگیره!! نکنه ما هم باید کمک کنیم به فساد؟!
فساد که عالمو میگیره! مقدمه سازه باشیم...
ما باید گروه مقاوم باشیم که حق رو ازش دفاع میکنن؛
مثلا یکی از قواعد ظهور تبیینه، تمهیزه... باید روشن بشه حق از باطل؛ این کاروان غزه میبینید راه افتاده؟ یکی از قواعد ظهور آقاست...
کنفرانس دوربان وقتی همه ی کشورها جز آمریکای جنایتکار گفتن که اسرائیل نژادپرسته، این یکی از تحقق قواعد ظهوره...
حق شما فکر میکنید چقدر باید آشکار بشه تا آقا بیان؟ چرا شما این همه حرف رو از قواعد ظهور، از اخبار ظهور بذار کنار یکی دو تا روایت دیگه؛
1. میفرماید هر کی ظهور رو نزدیک ندونه قسی القلب میشه
2. میفرماید وقتی ظهور رخ میده منتظران حضرت میگن ما انتظار نداشتیم انقدر یکدفعه ای رخ بده!
3. میفرماید خدا امر فرج رو یک شبه اصلاح میکنه، زیاد منتظر مقدمات طولانی نباشید!
در کنار این سه تا روایت شما واقعیت های جهان رو نگاه کن؛ کی فکر میکرد فروپاشی شوروی در عرض کمتر از یک ماه صورت بگیره؟!
کی نمیبینه که الان حرکت های بین المللی، اتفاقات جهانی سرعت پیدا کرده؟
در اخبار آخرالزمان هست که قم مرجعیت علمی پیدا میکنه برای جهان اسلام و جهان بشریت، و از قم به اقصی نقاط عالم علوم اهل بیت نشر پیدا میکنه؛
من چند هزار تا طلبه، از چند کشور جهان الان تو قم دارن درس میخونن آمارشو نگم؛
بعد در روایت تاکید شده، میفرماید از نجف، از کوفه علم میاد تو قم متمرکز میشه، به همه ی عالم منتشر میشه؛ و بعد صریحا میفرماید که این وضعیت باقی میمونه تا ظهور...
این دفعه اومدی، این ایندفعه اون آخریه نباشه؛ دوباره بره دوباره برگرده!
تو میخوای به هر قیمتی شده بگی فعلا ظهور رخ نمیده؟ میخوای این کارو بکنی؟ حالا ما در آخرالزمان هستیم یا نه، خودتان محاسبه بفرمائید... &nbsp;
براي دانلود سخنراني اينجا كليك كنيد.
&nbsp;
منبع: www.u313.ir]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:10:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>دلیل ولایت و حکومت فقها در عصرغیبت</title>
<link>https://ghoghnoos73.loxblog.com/دلیل-ولایت-و-حکومت-فقها-در-عصرغیبت</link>
<guid>https://ghoghnoos73.loxblog.com/دلیل-ولایت-و-حکومت-فقها-در-عصرغیبت</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;
پس در عصر غیبت کبرا یا طولی, که به فرمودهء رسول خدا(ص) زمانش طولانی است, به طریق اولی امام باید مصالح شیعیان خود را رعایت کند و هر آن چه را که مایهء تباهی کارشان می شود, از آنان دور کند و این کار از طریق نصب سرپرست امورشان که حافظ شئون سیاسی - اجتماعی آنان و قوانین دین و دنیایشان باشد, ممکن است.به اجماع و اتفاق امت, این سرپرستی که نیابت عامه نام دارد, تنها از آن فقهای عادل است. بنابراین فقها, صلاحیت دخالت در امور مسلمانان را طبق آن چه مصلحت اقتضا می کند دارند و هر تصمیمی که در مورد مسائل مسلمانان و ادارهء آنان بگیرند و قانونی که تشریع کنند, و هر حکومتی که تحت نظر آنان و با صلاح دید آنان شکل بگیرد, ناشی از ولایت امام(ع) و تحت مسئولیت ایشان خواهدبود. لذا احیای سنت, دفع بدعت, حفظ شریعت و سرپرستی امت به عهدهء آنان است. پس رهبری, زیبنده شان است و آنان جانشینان امام و قائم مقام او در شئون حکومتی و امینان او بر حلال و حرام هستند. اگر چنین نبود, دین مندرس و آثار شریعت مبین تباه می شد.هر کس نیک تامل کند, در می یابد که اشراف فقها بر امور, به اضافهء جایگاه معنوی و موقعیت روحانی آنان در دل ها, قویترین سبب بقای تشیع و حفظ آثار معصومان (ع) تا روزگار ما بوده است.این ولایت که برخی شئون آن چنین است, همان حکومت مشروع حقی است که از روزگار خاتم انبیا(ص) هرگز منقطع نشده و تا زمانی که تکلیف باقی است, هم چنان استمرار خواهد داشت و در تحقق این حکومت, میان آن که ولی امر در هر آن چه خداوند در حوزهء حکومتش, یعنی دنیا و مافیها قرار داده کاملا مبسوط الید باشد و یا تنها در بخشی از آن اختیار داشته باشد و یا هیچ اختیاری نداشته باشد و یا آن که در برابر دیدگان حاضر و یا از چشم ها غایب باشد, تفاوتی وجود ندارد.پس حکومت مشروع, با این اعتبار شکل می گیرد و منعقد می شود و فقهای عادل در عصر غیبت حاکمان شرع و سرپرستان امور به شمار می روند و این است معنای گفتار امام(ع) در توقیع شریف که:پس آنان حجت من برشمایند و من حجت خدا هستم.این, همان حکومت مشروعی است که بر مکلفان واجب است که از آن اطاعت کنند و زیر بیرق آن گردآیند, گرچه در سرزمین دیگری جز دارالاسلام به سر می برند. پس مومنان اگر چه در دارالکفر باشند و یا آن که سرزمین مسلمانان تحت سلطهء نامشروعی باشد, بر آنان واجب است که از این حکومت مشروع که امام آن را در عصر غیبت به دست فقها سپرده است, تبعیت کنند.
ناگفته نماند که طبق این مبنا ولایت فقها در عصر غیبت, مانند ولایت حکام و نواب منصوب از سوی شخص امام در عصر حضور است و احکام سلطانی که از سوی حاکمان شرعی صادر می شود, واجب است برای اجرای احکام شرعی و ترجیح برخی بر برخی دیگر به هنگام تزاحم, حقوق و احکامی باشد. پس با استناد به این احکام نمی توان از احکام شرعی مطلقا دست کشید, بلکه با آن می توان از حکم مهم برای دست یافتن به حکم مهم تر طبق تشخیص حاکم به لزوم ترک حق یا جهتی برای حفظ حق یا جهتی مهم تر, دست کشید.در هر حال, سخن دربارهء احکام سلطانی نیست, بلکه بحث در مناصب ولایی است که فقیه از آن برای صدور احکام سلطانی, کسب صلاحیت می کند.هم چنین ناگفته نماند که برای اثبات ولایت فقها در عصر غیبت به پاره ای احادیث استناد شده که در کتاب القضای جوامع روایی گردآمده است و مرحوم فاضل نراقی برخی از آنها را در عائدهء پنجاه و چهارم ((عوائدالایام)) آورده است. لیکن استدلال به بیشتر آنها قابل مناقشه و تامل است و شاید قوی ترین آنها از نظر دلالت, توقیع رفیعی است که شیخ صدوق در((اکمال الدین)) به این شرح نقل کرده است: محمد بن محمد بن عصام کلینی (رض) برای ما حدیث کرد که محمد بن یعقوب کلینی از اسحاق بن یعقوب برای ما گفت که:از محمدبن عثمان عمری(رض) خواستم تا نامه ای را که در آن مسائلی را که بر من دشوار گشته بود, طرح کرده بودم, به امام برساند. پس توقیع شریف به خط مولایمان صاحب الزمان(ع) به دستم رسید و در آن فرموده بود:و اما دربارهء حوادث رخ داده, به راویان حدیث ما رجوع کنید, که آنان حجت من برشمایند و من حجت خدا بر ایشانم و در آخر توقیع آمده بود :ای اسحاق بن یعقوب, درود بر تو و هر آن که پیرو هدایت باشد.7علامهء طوسی, شیخ بزرگوار ما رضوان الله علیه آن را در کتاب الغیبه روایت و چنین نقل کرده است:جماعتی از جعفربن محمدبن قولویه,ابی غالا زراری و دیگران برایم از محمد بن یعقوب کلینی ازاسحاق بن یعقوب نقل کرده اند که گفت : از محمد بن عثمان عمری رحمه_ الله علیه خواستم تا نامه ای را که در آن مسائلی را که بر من دشوار شده بود, نوشته بودم, به امام برساند. پس توقیعی به خط مولایمان صاحب الزمان(ع) به دستم رسید و در آن فرموده بود:و اما دربارهء حوادث رخ داده, به راویان حدیث ما رجوع کنید, که آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا(بر ایشان ) هستم.تا آن جا که فرمود:ای اسحاق بن یعقوب, درود بر تو و هر آن که پیرو هدایت باشد.
&nbsp;
منبع:http://www.hawzah.net/]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:10:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ضرورت حكومت و ولايت فقها در زمان غیبت</title>
<link>https://ghoghnoos73.loxblog.com/ضرورت-حكومت-و-ولايت-فقها-در-زمان-غیبت</link>
<guid>https://ghoghnoos73.loxblog.com/ضرورت-حكومت-و-ولايت-فقها-در-زمان-غیبت</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;
بی شک نیاز مردم به حکومتی که ادارهء امورشان را به عهده بگیرد, همیشگی و همه جایی است و اختصاص به زمان و مکان خاصی ندارد و در این جهت میان عصر حضور امام با عصر غیبت تفاوتی نیست و همان گونه که مردمان روزگار معصومان, در شهرهایی که ائمه حضور نداشتند, از طریق وکلا و سفرای آنان با ایشان در ارتباط بودند, در روزگار غیبت نیز مردم نیازمند کسی هستند که از طریق امام و به نیابت از ایشان عهده دار امورشان گردد. بنابراین همان گونه که خداوند با نصب امام, حجت را بر خلق تمام کرد, بر امام نیز, که از رسول خداوند ولایت بر مومنین دارد و امام خلق به شمار می رود, واجب است که در عصر غیبت خود, کسی را برای تامین مصالح آنان تعیین کند و اجازه ندهد که مصالحشان در معرض تباهی و امورشان در آستانهء نابودی قرار گیرد.از این رو حضرت ولی عصر ارواحناله الفداء در عصر غیبت صغرا یا قصرای خود, برخی از بزرگان شیعه را از جمله نواب اربعه رضوان الله تعالی علیهم که نزد همگان به نیابت و سفارت خاص نامور بودند, به نیابت خود برگزید.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:10:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>حجت الاسلام عالی (مهدی یاوران-مهمترین ادب باطنی عاشورا)</title>
<link>https://ghoghnoos73.loxblog.com/حجت-الاسلام-عالی-مهدی-یاوران-مهمترین-ادب-باطنی-عاشورا</link>
<guid>https://ghoghnoos73.loxblog.com/حجت-الاسلام-عالی-مهدی-یاوران-مهمترین-ادب-باطنی-عاشورا</guid>

<description><![CDATA[

سخنرانی حضرت حجه الاسلام&nbsp; عالي

&nbsp;براي دانلود سخنراني اينجا كليك كنيد.
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:10:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>وظايف منتظران مهدي(عج)در زمان غيبت</title>
<link>https://ghoghnoos73.loxblog.com/وظايف-منتظران-مهديعجدر-زمان-غيبت</link>
<guid>https://ghoghnoos73.loxblog.com/وظايف-منتظران-مهديعجدر-زمان-غيبت</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
در زمان غیبت امام زمان (علیه السلام) منتظران آن حضرت چه وظایفى بر عهده دارند؟
&nbsp;
در تفكرشيعي&nbsp;انتظار موعود به عنوان یك اصل مسلّم پذیرفته شده، و از آن به عنوان برترین اعمال یاد شده و تأكید شده است كه منتظر فرج باشید و از رحمت خدا مأیوس نباشید (به جهت طولانى شدن غیبت) چرا كه بهترین اعمال در پیش خداوند انتظار فرج است.
&nbsp;
از بررسى اخبار و روایات معصومين (علیهم السلام)وظایفى چند در عصر غیبت براى منتظران استفاده مى شود:
&nbsp;
1 ـ&nbsp;شناخت حجت خدا و امام زمان (علیه السلام): مهم ترین وظیفه ى یك فرد منتظر تلاش براى كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام زمان (علیه السلام) است; چرا كه انسان بدون شناخت امام و منزلت او نمى تواند وظیفه ى خود را در رابطه ى با او تشخیص دهد. در روایت آمده است: &laquo;من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة&raquo;. &laquo;هر كس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.&raquo;
&nbsp;
2 ـ تهذيبنفس و كسب فضایل اخلاقى (خود سازى فردى): منتظر واقعى همیشه در صدد كسب فضایل اخلاقى و آراسته شدن به صفات خوب انسانى است.
&nbsp;
3 ـ&nbsp;تلاش&nbsp;براى اصلاح جامعه (خود سازى اجتماعى): تلاش براى برطرف كردن مفاسد اجتماعى از طریق امر به معروف و نهى از منكر و اهتمام براى تربیت نسل مهذّب و كارا و خلاصه آماده سازى زمینه براى ظهور امام زمان (علیه السلام)یكى از وظایف منتظر واقعى است، چون تا زمینه ى ظهور فراهم نگردد امكان ظهور امام زمان (علیه السلام)میسر نخواهد شد.
&nbsp;
4 ـ&nbsp;كسب آمادگى هاى فكرى و فرهنگى و نظامى براى یارى امام زمان (علیه السلام): چرا كه آن حضرت پس از قیام به یارانى نیاز دارند كه حداقل در یكى از عرصه ها بتواند مفید واقع گردد.
&nbsp;
5ـ&nbsp;&nbsp;توبه&nbsp;از گناهان
&nbsp;
6 ـ&nbsp;اطاعت و پیروى از نایبان امام زمان (علیه السلام): همان طور كه مى دانیم در زمان غیبت امام زمان (علیه السلام) مردم موظفند در تمام كارها و حوادث، به توصیه ى ائمه ى اطهار(علیهم السلام)بویژه امام زمان (علیه السلام) به فقهاى جامع الشرایط ـ كه نواب عام آن حضرت هستند ـ مراجعه كنند و به احكامى كه آن ها طبق موازین شرعى صادر مى كنند، عمل نمایند.
&nbsp;
7 ـ&nbsp;دعا براى سلامتى امام زمان (علیه السلام) و تعجیل فرج ایشان: منتظر واقعى در هر صبح و شام با خلوص نیت از پیشگاه خداى مهربان سلامتى و ظهور امام زمان (علیه السلام)را درخواست مى نماید.
&nbsp;
8 ـ&nbsp;صدقه دادن براى سلامتى امام زمان (علیه السلام)
&nbsp;
9 ـ&nbsp;انجام اعمال عبادى مانند خواندن نماز و قرآن، زیارت نمودن به نیابت از امام زمان (علیه السلام)
&nbsp;
10 ـ&nbsp;توجه به اماكنى كه مورد عنایت امام زمان (علیه السلام) است نظیر مشاهد مشرفه، مسجد سهله، مسجد جمكران و ...
&nbsp;
11 ـ&nbsp;توسل به امام زمان (علیه السلام) و زیارت آن حضرت با زیارت ها و دعاهایى كه در كتب ادعیه مانند مفاتیح الجنان آمده و از آن جمله موارد ذیل است:
&nbsp;
الف)&nbsp;دعاى عهد كه هر روز صبح بعد از نماز خوانده مى شود: اللهم رب النور العظیم و رب الكرسى الرفیع ... ،
&nbsp;
ب) دعاى اللهم عرفنى نفسك فانك لم ان لم تعرفنى نفسك ... این دعا در عصر روز جمعه خوانده مى شود،
&nbsp;
ج) دعاى كه براى برآورده شدن حاجات ذكر شده است و با این عبارت شروع مى شود: الهى عظم البلاء و برح الخفاء ...،
&nbsp;
د)&nbsp;دعا براى سلامتى امام زمان (علیه السلام): اللهم كن لولیك الحجة ابن الحسن ...،
&nbsp;
هـ)&nbsp;دعاى حضرت مهدى (علیه السلام) كه با این عبارت آغاز مى شود: اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و بعد المصیبته ...، و) زیارت آل یاسین. جهت توضیح بیشتر به كتابهاى (وظیفة الانام) و (شیوه هاى یارى قائم آل محمد علیه السلام) مراجعه شود.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:10:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>حكومت اسلامي در عصر غيبت از منظر آيت الله بهجت</title>
<link>https://ghoghnoos73.loxblog.com/حكومت-اسلامي-در-عصر-غيبت-از-منظر-آيت-الله-بهجت</link>
<guid>https://ghoghnoos73.loxblog.com/حكومت-اسلامي-در-عصر-غيبت-از-منظر-آيت-الله-بهجت</guid>

<description><![CDATA[

حكومت اسلامي در عصر غيبت از منظر آيت الله بهجت٭آيت&zwnj;الله بهجت برخلاف طرفداران تعطيلي حكومت در سال&zwnj;هاي پيش از ظهور حضرت حجت(عج) از يك سو و نيز برخلاف مرحوم آيت&zwnj;الله بروجردي كه به گفته او معتقد بود "اگر رژيم پهلوي را سرنگون كنيم نمي&zwnj;توانيم به جاي او كشور را اداره كنيم"1 از طرف ديگر معتقد است "ايجاد حكومت اسلامي" واجب است "و توان ادارة كشور را نيز داريم"؛ گرچه مراد او از توانستن، چيزي فراتر از علاقة عملي او به امر حكومت&zwnj;داري است، اما برآيند نظرات او براي جامعة مؤمنان آن است كه "اگر بتوانيم اين كار را بكنيم واجب است و بايد جلوي آنهايي كه مانع اين كار هستند را گرفت و آنها را دفع كرد".2 البته تأكيد او بر اقامه حكومت اسلامي در عصر غيبت، منوط بر اجراي كامل دستورات الهي و دوري جستن از مصلحت انديشي&zwnj;هايي است كه احياناً منجر به تعطيلي احكام گردد. اشارات او به نفي برخورد مصلحت انديشانه با تكاليف شرعي در امر حكومت&zwnj;داري، گذشته از نقد تاريخي كه بر استدلال شيخين ـ مبني بر اين&zwnj;كه تعيين جانشين پيامبر(ص) هم برخلاف مصلحت امّت اسلامي است ـ روا مي&zwnj;دارد ايرادي نيز بر مصلحت انديشي&zwnj;هاي مشروطه خواهان و تائيدي بر اصرار مشروعه طلبان بر لزوم كامل مطابقت قوانين موضوعه بر شريعت محمدي است.3 به همين دليل مشروطه نمي&zwnj;توانست همانند خلافت اسلامي، متصف به وصف ."اسلامي" شود و آمال متدينين در باب حكومت اسلامي را برآورده سازد.
آيت&zwnj;الله بهجت برخلاف كساني كه معتقد به تعويق افتادن وظايف اجتماعي و سياسي معصوم(ع) تا ظهور امام زمان(عج) هستند معتقد به جريان زندگي سياسي شيعيان در عصر غيبت است. از اين رو، بر فرد يا گروهي از مؤمنان واجب است كه به اقامه چنين وظايفي قيام كنند. استدلال او بر چنين مدعايي، بر اين فرض استوار است كه "به دليل عقلي و نقلي بايد دين مبين اسلام تا قيامت باقي باشد و هر كس دين ديگري غير از اسلام را بجويد، هرگز از او پذيرفته نمي&zwnj;گردد".4 اما استدلالي كه بر جريان زندگي سياسي در عصر غيبت اقامه مي&zwnj;كند دو گونه است: نخست آن كه او زمان غيبت كبري را با برهان سبر و تقسيم، واجد سه صورت احتمالي، فرض مي&zwnj;كند و صورت سوم را به اثبات مي&zwnj;رساند.صورت اول: كتاب خدا و احكام و قوانين دين تعطيل شود.صورت دوم: خود به خود بماند؛ يعني خودش وسيله بقاي خود باشد.صورت سوم: نياز به سرپرست و حاكم و مُبَيِّنْ دارد كه همان ولّي امر و مجتهد جامع الشرايط است.5فرض اول، عقلاً و نقلاً باطل است؛ زيرا دين مبين اسلام، آيين خاتم است و تا ختم نسل بشر بايد راهنما و آيين امت باشد. فرض دوم نيز باطل است؛ زيرا قانون خود به خود اجرا نمي&zwnj;شود و نياز به شخص يا اشخاصي دارد تا آن را حفظ كند و به اجرا در آورد. به ناچار بايد به فرض سوم قايل باشيم و بگوئيم جامعة مسلمين را بايد وليّ&zwnj;امر با همه شئونات و ابعاد آن اداره كند. از سوي ديگر نيز روشن است كه جامعه نياز به تشكيلات فراوان از جمله ارتش، آموزش و پرورش، دادگستري و... دارد و لذا دست ولي فقيه در همة شئونات مادي و معنوي، مبيّن و شارح و راهنما و حلّال مشكلات است. در نتيجه ولي&zwnj;فقيه بايد تمام شئونات امام معصوم(ع) به استثناي امامت و آنچه مخصوص امام معصوم(ع) است را داشته باشد تا بتواند اسلام را در جامعه پياده كند و گرنه در صورت عدم تشكيلات حكومتي دشمنان اسلام نخواهند گذاشت كه حكومت و آئين اسلامي پياده شود6 و دوم آن&zwnj;كه، "با برهان خلف" مي&zwnj;توان گفت: هيچ جامعه و كشوري با هرج و مرج پايدار نمي&zwnj;ماند و بايد قانون و حاكم و حكومتي در آن حكم&zwnj;فرما باشد و اگر حكومت طاغوت حاكم باشد؛ دين مبين اسلام باقي نمي&zwnj;ماند و اين خلاف فرض است؛ چون گفتيم به دليل عقلي و نقلي بايد دين مبين اسلام تا قيامت باقي بماند.7به&zwnj;اين ترتيب، آيت&zwnj;الله بهجت با برهاني كه بيان مي&zwnj;كند نظراً عصر غيبت را به عصر رسالت و امامت پيوند مي&zwnj;دهد و فقيه را جز در شأن امامت، واجد تمام شئونات معصوم مي&zwnj;داند تا با تشكيل دولتي اسلامي و طبعاً اقامه دين، دو سوي عصر غيبت را به هم متصل سازد. از نظر او فقيه، شارح بر سنت و نيز اقامه كننده آن است. گرچه او خود مي&zwnj;داند كه "مجتهد صالح الحكومه و نافذ الحكم" در روزگار كنوني ما نسبت به گذشته&zwnj; كم&zwnj;اند8 و مراكز علمي ما "كمتر فقيه و مجتهد " توليد مي&zwnj;كنند، اما همواره از برپايي حكومت اسلامي توسط فقيه جامع الشرايط حمايت مي&zwnj;كند. شرايط چنين فقيهي همان شرايط عامه&zwnj;اي است كه همگان گفته&zwnj;اند؛ با اين تأكيد كه او فردي را از ميان فقيهان صالح الحكومه مي&zwnj;داند كه خود حاكم بر "شهوت و غضب" خويش است و جالب اينكه او در دورة حيات امام&zwnj;خميني(ره) ايشان را مصداق چنين فقيهي مي&zwnj;دانست".9از ظاهر عبارات آيت&zwnj;الله بهجت بر مي&zwnj;آيد كه او مشروعيت ولايت فقيه را انتصابي مي&zwnj;انگارد و اساساً وارد گفت&zwnj;وگوهاي معمول روحانيون در باب ماهيت مردمي و يا الهي حكومت اسلامي نمي&zwnj;شود؛ و تنها از رويه&zwnj;هاي دموكراتيك در جمهوري اسلامي به عنوان قضيه خارجيه، حمايت و شركت مردم در انتخابات را نه امري واجب، بلكه اختياري مي&zwnj;داند كه به خود آنها وانهاده شده است.10 با اين همه، آيت&zwnj;الله بهجت با ردّ اين سخن كه "الحكم لمن غلب" و نيز بيان اين جمله كه "الملك يبقي مع&zwnj; الكفر و لا يبقي مع&zwnj; الظلم"11 به طور ضمني مي&zwnj;پذيرد كه دولت پيشنهادي&zwnj;اش نه به زور مي&zwnj;تواند به قدرت رسد و نه هنگام به قدرت رسيدن، ظلم و استبداد پيشه كند. به&zwnj;اين ترتيب، برخلاف تصور عامه از آيت&zwnj;الله&zwnj; بهجت كه او را نظريه پرداز سنتي مي&zwnj;انگارند كه نگاهي سلبي به زندگي سياسي در عصر غيب دارد، وي نگاهي ايجابي به حكومت اسلامي داشته و خواهان اقامة تمام قوانين اسلام در عصر غيبت است.پي نوشت&zwnj;ها:
٭. برشي از مقالة "ولايت فقيه در نظر آيت&zwnj;الله بهجت"، فصلنامه علوم سياسي، شماره49.1. محمدحسين رخشاد، در محضر آيت الله العظمي بهجت، ج 2، ص 163.2. حامد اسلام جو، پرسشهاي شما و پاسخ&zwnj;هاي آيت&zwnj;الله العظمي بهجت، ص 65.3. در محضر آيت&zwnj;الله العظمي بهجت، پيشين، ص 163 و 164.4. اشاره است به آية"وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإسْلامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ"، آل&zwnj;عمران/85.5. پرسش&zwnj;هاي شما، پيشين، ص 72.6. همان، ص 73 و نيز بهجت عارفان در حديث ديگران، رضا باقي زاده، دفتر نخست، ص 168 ـ 166.7. همان.8. در محضر آيت&zwnj;الله بهجت، پيشين، ج1، ص 204.9. همان، ج2، ص 242.10. پرسش&zwnj;هاي شما...، پيشين، ص 74.11. بحار&zwnj;الانوار، ج72، ص331.
&nbsp;www.maarefmags.com]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:10:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ضرورت حکومت در عصر غیبت با رهبری ولايت فقيه</title>
<link>https://ghoghnoos73.loxblog.com/ضرورت-حکومت-در-عصر-غیبت-با-رهبری-ولايت-فقيه</link>
<guid>https://ghoghnoos73.loxblog.com/ضرورت-حکومت-در-عصر-غیبت-با-رهبری-ولايت-فقيه</guid>

<description><![CDATA[




&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
&nbsp;
چه دلايلي وجود دارد كه بايستي تا ظهور امام زمان (عج) حكومت در رأسش &laquo; ولي فقيه &raquo; باشد و برحق هم هست ؟


برا ي روشن شدن جواب ابتدا مقدمه اي را حضورشما تقديم مي داريم تا زواياي بحث روشن شود . از آنجايي كه خودتان در سؤالتان اشاره فرموديد كه چرا تا ظهور امام( عليه السلام ) بايد در راس حكومت ولي فقيه باشد خود بيانگر اين است كه شما معتقديد كه در راس حكومت اسلامي بايد امام معصوم ( عليه السلام ) باشدتا جامعه را به بهترين صورت آن اداره كند . همانگونه كه مسئله غدير خم يك مسئله سياسي و حكومتي است . از آنجايي كه اسلام دين كاملي است وكامل بودن آن هم به اين معنا است كه در همه زمينهاي زندگي بشر اعم از زندگي شخصي ، اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي، فرهنگي و جنبه الهي زندگي بشري داراي برنامه مي باشد حتي جزئي ترين مسائل روزمره هم از نگاه اسلام دور نمانده است .لذا حوزه اجرايي و حكومت داري هم كه يكي از جنبه مهم اجتماعي بشري است از اين مسئله استثناء نبوده است و اسلام نسبت به آن غافل نبوده است يعني اينگونه نيست كه دين اسلام يك سري مسايل تئوري را براي مردم بيان كند وهر كس دلش خواست در گوشه خانه به آن عمل كند وهر كس خواست عمل نكند زيرا اين مسئله با مسايلي همچون حكم اجرايي اسلام و حدود وغيره كه اسلام براي مسئولين اجرايي تعريف كرده است در تضاد است .پس با دلايل فوق ثابت است كه در راس حكومت اسلامي بايد امام معصومي ( عليه السلام ) كه برهمه مباني اسلامي و همه جنبه هاي مادي و معنوي انسان اشراف كامل دارد و از هرگونه خطاء چه عمدي و چه سهوي بدور است قرارداشته باشد .اما اينكه در زمان غيبت بايد فردي حكومت اسلامي را عهده دار باشد كه از هر جهت شباهت بيشتري را نسبت به امام (عليه السلام ) داشته باشد و از آنجاكه فقيه تسلط بر منابع ديني وگفتار ائمه ( عليهم السلام) در زمينه ها ي مختلف از جنبه هاي سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي ، حتي شخصي را دارد وعمري را صرف مجاهدت با نفس ودور شدن از گناه ونزديك شدن به خدا نموده است امين ترين فرد براي اداره حكومت واجراء شدن احكام اجرايي اسلا م را دارد و نزديكترين فرد ازجهت علم به دستورات اسلامي و سجاياي اخلاقي به امام معصوم ( عليه السلام) مي باشد و از آنجا كه حكومت حق امام معصوم (عليه السلام ) است بديهي است در زمان غيبت بايد كسي جانشين او باشد كه از همه نظر ( علمي ، ديني، اخلاقي) بيشترين شباهت را به امام ( عليه السلا م) داشته باشد .اما از نظر شرعي و نقلي : درحديث وارد شده است كه از امام زمان (عليه السلام ) سوال شده است كه در زمان غيبت مردم به چه كسي رجوع كنند آن حضرت ( عليه السلام ) فرمودند :{واما الحوادث الواقعه فارجعوا الي رواه حديثا فانهم حجتي عليكم وانا حجه الله عليهم} (1)&laquo;واما رخدادهايي كه پيش مي آيد به راويان حديث ما مراجعه كنيد زيرا آنان حجت من بر شما يند و من حجت خدا بر آنان هستم .&raquo;البته با بيان حديث ديگر چگونگي دلالت حديث بالا بر ولايت فقيه روشن تر مي شود .امام صادق ( عليه السلام ) مي فرمايند :هركس از شما كه راوي حديث ما باشد و در حلا ل و حرام ما بنگرد و صاحب نظر باشد و احكام ما را بشناسد او را به عنوان داور بپذيريد همانامن او را حاكم برشما قرار دادم ، پس هر گاه حكمي كرد و از او قبول نكردند حكم خدا را سبك شمرده اند وما را رد كرده اند و آن كس كه ما را ردكند خدا را رد كرده و رد كردن خدا درحد شرك به خداي متعال است(2) .پس با توجه به مطالب فوق اين مسئله ثابت مي شود كه بايد در راس حكومت اسلامي فقيه باشد بايد فقيه جامع الشرايط كه مسلط بر مسايل فقهي بوده وداراي تدبيروتدبر بوده و از اوضاع زمان خويش اطلاع داشته باشد و ازنظر اخلاقي هم داراي سجاياي اخلاقي بوده واز متابعت هواهاي نفساني و صفات رذيله دور باشد تا بتواند مسايل اسلامي را كه براي تكامل و پيشرفت بشر فرستاده شده را درحد توان به مرحله اجرا در آورد .منابع :1- اكمال الدين ،ج 1، ص 483به نقل و نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه محمد مهدي نادر قمي.2- اصول كافي ، ج 1 ،ص 67 به نقل ونگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه محمد مهدي نادرقمي .مطالب فوق برگرفته از كتاب نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه با دخل و تصرف مي باشد .براي مطالعه بيشتر به كتاب فوق و كتاب حكميت حكومت فقيه ، حسن ممدوحي مراجعه كنيد .به نقل از اداره پاسخگويي آستان قدس رضوي&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; www.maaref.porsemani.ir

]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:10:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ضرورت تشکیل حکومت در زمان غیبت</title>
<link>https://ghoghnoos73.loxblog.com/ضرورت-تشکیل-حکومت-در-زمان-غیبت</link>
<guid>https://ghoghnoos73.loxblog.com/ضرورت-تشکیل-حکومت-در-زمان-غیبت</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;
وجود حکومت قبل&nbsp;از حکومت امام مهدی(عج)، آری یا خیر؟یکی از اصول فلسفه مارکس این است که کورک هر قدر بیشتر چرکین شود، زودتر دهان باز می کند و منفجر می شود؛ پس در جامعه نیز برای به وجود آمدن انقلاب، باید فساد را بیشتر کرد. متأسفانه این تفکر غلط در برخی از معتقدان به خدا نیز رخنه کرده است.
فقهای اسلامی، بحث پیرامون مسئله حکومت اسلامی در عصر غیبت را به دو سو متوجه ساخته اند:۱. بحث در اصول مسئله حکومت اسلامی در زمان غیبت.۲. بحث پیرامون نیابت عامه فقیه عادل از طرف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.اما در مورد بحث اول و برای لزوم تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت به ذکر چند دلیل می پردازیم:دلیل اجتماعی ـ تاریخی:حکومت، امری اجتماعی است که نیاز جامعه به امنیت و حفظ حقوق افراد و رواج عدالت گستری، آن را واجب کرده است. جامعه اسلامی از سایر جوامع بشری که لازمه آن برقراری نظم و قانونگذاری برای حفظ امنیت و حقوق و اشاعه عدل در میان افراد جامعه است، جدا نیست و مانند جوامع دیگر نیاز به برقراری حکومتی دارد که قوانین را اجرا کند تا هدف از تنظیم قوانین تحقق یابد.اگر جامعه اسلامی با بقیه جوامع از نظر نیازمندی به این امور اختلاف می داشت، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام علیه السلام برای بیان این امر سزاوارتر بودند و چون پیامبر و امام چنین مطلبی را بیان نکرده اند؛ بنابراین جامعه اسلامی هم&rdquo; جامعه اسلامی از سایر جوامع بشری که لازمه آن برقراری نظم و قانونگذاری برای حفظ امنیت و حقوق و اشاعه عدل در میان افراد جامعه است، جدا نیست و مانند جوامع دیگر نیاز به برقراری حکومتی دارد که قوانین را اجرا کند تا هدف از تنظیم قوانین تحقق یابد &ldquo;در اینکه باید حکومتی داشته باشد، مانند سایر جوامع بشری است. با این دلیل، می توان بر تشکیل حکومت در زمان غیبت نیز استدلال کرد. جامعه اسلامی در زمان غیبت، مانند تمامی جوامع دیگر نیاز به قانون و تشکیل حکومت دارد تا بتواند در استحکام آن بکوشد و هدف از تشریع قانون را تحقق بخشد و از این جهت با دیگر جوامع بشری تفاوتی ندارد.پس از قبول این مسئله، عقل به طور طبیعی یکی از دو امر را می پذیرد: حکومت اسلامی، یا حکومت کفر؛ زیرا حالت سومی قابل تصور نیست. از این حکم می توان این چنین نتیجه گرفت که حکومت اسلامی واجب است؛ چرا که خضوع در مقابل حکومت حاکم کافر، حرام است.دلیل اعتقادی:اعتقاد به دین اسلام، مسلمان را به این باور می رساند که قیام برای پیاده کردن احکام اسلام در دوران زندگانیش بر او واجب است و نظام اسلام همان طور که از جستجو در احکام و قوانین آن حاصل می شود، نظامی کامل و دربردارنده تمام قوانینی می باشد که شرایط گوناگون زندگی، آن را اقتضا می کند؛ اعم از زمینه های فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و غیره.پیداست که برخی از این مقررات، مانند قوانین اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، جز از طریق قوه حاکمه، به طور کامل اجرا نمی شود؛ بنابراین تشکیل یک دولت اسلامی و حکومت آن در دوران غیبت، امری لازم و ضروری است.دلیل عقلی:عقل همان طور که می گوید پس از پیامبر صلی الله علیه و آله، بر امام معصوم لازم است که حکومت دولت اسلامی و ریاست عامه آن را بر عهده بگیرد تا اسلام به عنوان یک &laquo;اصل&raquo; و حیثیت مسلمانان به عنوان یک &laquo;جامعه&raquo; محفوظ بماند، همچنین می گوید که در&rdquo; عقل به طور طبیعی یکی از دو امر را می پذیرد: حکومت اسلامی، یا حکومت کفر؛ زیرا حالت سومی قابل تصور نیست. از این حکم می توان این چنین نتیجه گرفت که حکومت اسلامی واجب است؛ چرا که خضوع در مقابل حکومت حاکم کافر، حرام است &ldquo;زمان غیبت نیز به همین منظور باید کسی به عنوان حاکم حکومت اسلامی گمارده شود.دلیل نقلی:در روایات اسلامی که شیعه و سنی آن را نقل کرده اند، آمده است که پیش از ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مردمی قیام می کنند و مقدمات حکومت امام را فراهم می سازند. از جمله روایتی که حافظ ابوعبدالله گنجی شافعی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند: &laquo; مردمی از شرق قیام می کنند و زمینه حکومت مهدی را فراهم می سازند&raquo;. (۱) حافظ گنجی بعد از نقل این روایت می گوید: &laquo; این حدیث، حدیثی است حسن و صحیح که آن را راویان موثق و عالمان حجت روایت کرده اند&raquo;.از امام باقر علیه السلام نیز روایت شده است که فرمود: &laquo; می بینم که جمعیتی در مشرق زمین، خروج می کنند و احقاق حق می نمایند، ولی به آن ها داده نمی شود؛ سپس طلب می کنند، باز هم به آن ها داده نمی شود؛ وقتی چنین دیدند، شمشیرها بر شانه می گذارند (مسلحانه قیام می کنند)، آنگاه حق را به آن ها می دهند، ولی انقلابیون قبول نمی کنند تا آن که کاملاً قیام می کنند و این انقلاب تحویل هیچ کس داده نمی شود، مگر به صاحب شما. کشته شدگان آن ها شهیدند. بدانید که چنانچه من آن انقلاب را درک می کردم، دوست می داشتم که برای صاحب امر باقی باشم&raquo;.(۲ )بنابراین با توجه به آنچه که بیان شد، تشکیل حکومت اسلامی از واجبات عصر غیبت است.(۳)پی نوشت:۱. البیان فی اخبار صاحب الزمان، گنجی شافعی، ص ۴۹۰.۲. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۳.۳. یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، رجالی تهرانی، علیرضا، ص ۴۴. منبع: سايت تبیان
منبع:www.mahdi313.ir]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:10:01 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

